زرنگ بازی یک اصفهانی

 

زرنگ بازی یک اصفهانی
 
زرنگ بازی یک شهروند اصفهانی
 
 
حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده‌اید که دنده عقب می‌رفته که به ماشین یک کانادایی می‌زند و پلیس که می‌آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می‌کند و می‌گوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی‌ شده شما دنده عقب می‌رفتید!"

حالا اتفاق جالب‌تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ كیلومتر در ساعت می رفته كه پلیس با دوربینش شكارش می كند و ماشینش را متوقف می كند. پلیس می‌آید كنار ماشین و می‌گوید:

"گواهینامه و كارت ماشین!" اصفهانی با لهجه غلیظی می‌گوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. كارتا ایناشم پیشی من نیست.


من صاحَب ماشینا كشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار كونم، شوما منا گرفتین."

مامور پلیس كه حسابی گیج شده بوده بیسیم می‌زند به فرمانده‌اش و عین قضیه را تعریف می‌كند و درخواست كمك فوری می‌كند.

فرمانده اش هم میگوید که او كاری نكند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می‌رساند و به راننده اصفهانی می‌گوید:

آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده. فرمانده می‌گوید: كارت ماشین؟ اصفهانی كارت ماشین را كه به نام خودش بوده از جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده.

فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می‌دهد راننده در صندوق عقب را باز كند. اصفهانی در را باز میكند و فرمانده می‌بیند كه صندوق هم خالی است.

فرمانده كه حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می‌گوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!"

اصفهانی می‌گوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می‌خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می‌رفتم؟"

جغرافیاى آقایان !!!

 جغرافیاى آقایان !!!

آقایان در سن
۱۴ تا ۱۸ سالگی
مانند کشور کره شمالی هستند : قدرتی ندارند ولی ادعای قدرت و سرکشی می کنند !


در سن
۱۸ تا ۲۰
سالگى،
مثل هندوستان هستند : برای زندگی کردن
۴
راه پیش روی خود میبینند یا کنکور یا سربازی یا بیشتر مواقع عاشق ميشوند و یا پایان زندگی و مرگ ...!


در سن
۲۰ تا۲۷ سالگى،

مانند کانادا هستند : بسیار خون گرم و مهربان و در اوج جوانی، زیبا و دلربا، برای هر دختری خیلی زود ویزای پذیرش صادر میکنند! در این دوران در تمام مدت از

طرف جنس مخالف زیر نظر هستند و برایشان دامهای زیادی گسترانده شده است...!!!


بین سن۲۷ تا ۳۲ سالگى،

مانند ترکیه هستند: بدین معنا که در دام گرفتار شده اند و فقط به حرف رئیس بزرگ که همان خانومشان باشد گوش میدهند... پر از عشق


در سن ۳۲ تا ۴۰ سالگى،
مثل ژاپن هستند : کاملا کاری شده اند ، آینده روشن را در فعالیت شبانه روزی میبینند ...!


بین ۴۰ تا ۵۰ سالگى،

مانند روسیه هستند : بسیار پهناور، آرام و بسیار قدرتمند در جامعه و به عنوان راهنما و حلال مشکلات شناخته می شوند ...


در سن ۵۰ تا ۶۵ سالگى،

مانند کشورهای تازه استقلال یافته شوروی سابق : با گذشته درخشان و بدون آینده ...!


بعد از ۶۵ سالگى تا پایان عمر مبارکشان، شبیه عربستان هستند :
همگان فقط به خاطر مال و ثروتشان به آنها احترام می گذارند !!!

تفاوت را احساس کنید !!!

 

تفاوت را احساس کنید !!!


شاعر اصفهانی : بدنبالت میام هر جا که باشی


شاعر شیرازی: سر راهت نشینم تا بیایی

مردها بندرت افسرده می شوند؟

مردها بندرت افسرده می شوند؟

 

Men Are Just Happier People --

مردان اصولا آدم های شادتری هستند

 

What do you expect from such simple creatures?

از موجودی به این سادگی چه انتظاری داری؟

 

Your last name stays put.

نام خانوادگی تو باقی می ماند

 

The garage is all yours.

تمام فضای گاراژ به تو تعلق داره

 

Wedding plans take care of themselves.

برنامه ریزی برای عروسی خود بخود انجام میشه

 

Chocolate is just another snack.

شکولات هم یک خوردنی دیگه ست

 

You can be President.

می تونی رئیس جمهور بشی

 

You can never be pregnant.

هرگز حامله نمیشی

 

You can wear a white T-shirt to a water park.

برای رفتن به پارک آبی می تونی تی شرت سفید بپوشی

 

Car mechanics tell you the truth.

مکانیک اتومبیل به شما راست میگه

 

The world is your urinal.

تمام دنیا آبریزگاه توست

 

You never have to drive to another gas station restroom because this one is just too icky.

مجبور نیستی مصافت زیادی تا پمپ بنزین بعدی رانندگی کنی به این دلیل که دستشوئی این یکی خیلی کثیفه

 

You don't have to stop and think of which way to turn a nut on a bolt.

مجبور نیستی برای اینکه بدونی مهره رو از کدوم طرف روی پیچ بچرخونی مدتی فکر کنی

 

Same work, more pay.

کار یکسان، درآمد بیشتر

 

Wrinkles add character.

چین و چروک به تو شخصیت میده

 

Wedding dress $5000. Tux rental-$100.100

لباس عروس 5000 دلاره، هزینه یک شب کرایه تاکسیدو فقط 100 دلاره

 

New shoes don't cut, blister, or mangle your feet.

کفش نو پای تو رو زخم نمی کنه

 

One mood all the  time.

می تونی همیشه یک حالت داشته باشی

 

Phone conversations are over in 30 seconds flat.

مکالمه تلفنی تو فقط سی ثانیه طول می کشه

 

 A five-day vacation requires only one suitcase.

برای 5 روز مرخصی فقط به یک چمدان احتیاج داری

 

You can open all your own  jars.

خودت می تونی در تمام بطری ها رو باز کنی

 

You get extra credit for the slightest act of thoughtfulness.

با کوچکترین کار متفکرانه اعتبار زیادی کسب می کنی

 

If someone forgets to invite you,

He or she can still be your friend.

اگر کسی فراموش کرد تو رو دعوت کنه

چه زن و چه مرد، بازم دوست تو باقی می مونه

 

Three pairs of shoes are more than enough.

سه جفت کفش از سرت هم زیاده

 

You almost never have strap problems in public.

هرگز در اماکن عمومی مشکلی با بند لباس زیر نداری

 

You are unable to see wrinkles in your clothes.

تو قادر به دیدن چروک لباست نیستی

 

Everything on your face stays its original color.

هرچیزی روی صورت تو همیشه به رنگ طبیعی باقی می مونه

 

The same hairstyle lasts for years, maybe decades.

یک مدل مو برای سالها، و یا ده ها سال کافیه

 

You only have to shave your face and neck.

تو فقط باید موهای صورت و گردنت رو بتراشی

 

You can play with toys all your life.

در تمام عمر می تونی با اسباب بازی بازی کنی

 

One wallet and one pair of shoes -- one color for all seasons.

یک کیف پول و یک جفت کفش....و یک رنگ برای تمام فصلها کافیه

 

You can wear shorts no matter how your legs look.

پاهات هر شکلی که باشن بازم می تونی شلوار کوتاه بپوشی

 

You can 'do' your nails with a pocket knife.

می تونی با چاقوی جیبی ناخن هات رو تمیز و مرتب کنی

 

You have freedom of choice concerning growing a mustache.

برای سبیل گذاشتن اختیار تام داری

 

You can do Christmas shopping for 25 relatives

On December 24 in 25 minutes.

می تونی برای 25 نفر از بستگان روز 24 دسامبر در عرض 25 دقیقه هدیه بخری

 

 

No wonder men are happier

پس عجیب نیست که مردها شادتر هستن

سلام به خواجه شيراز

سلام به خواجه شيراز

 

گفتم: سلام خواجه، گفتا: علیک جانم

گفتم: کجا روانى ؟ گفتا: خودم ندانم

 

گفتم: بگیر فالى، گفتا: نمانده حالى

دایم اسیر گشتم در بند بیخیالى

 

گفتم که: تازه تازه شعر و غزل چه دارى

گفتا که: می سرایم تکنو ،رپ و سواری!

 

گفتم: کجاست لیلى ، مشغول دلربایى ؟

گفتا: شده ستاره در فیلم سینمایى

 

گفتم: بگو ز خالش، آن خال آتش افروز

گفتا: عمل نموده، دیروز یا پریروز

 

گفتم: بگو زمویش، گفتا: که مِش نموده

گفتم: بگو ز یارش، گفتا: ولش نموده

 

گفتم: چرا، چگونه؟ عاقل شدست مجنون؟

گفتا: شدید گشته معتاد گرد و افیون

 

گفتم: کجاست جمشید؟ جام جهان نمایش؟

گفتا: خریده قسطى یک ال سی دی به جایش

 

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره

گفتا: شده پرستار یا منشى اداره

گفتم: بگو ز زاهد، آن رهنماى منزل

گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

 

گفتم: ز ساربان گو با کاروان غمها

گفتا: آژانس دارد با تور دور دنیا

 

گفتم: بکن ز محمل یا از کجاوه یادى

گفتا: پژو ، دوو، بنز ،کمری نوک مدادى

 

گفتم که: قاصدت کو؟ آن باد صبح شرقى

گفتا که: جاى خود را داده به فکس برقى

 

گفتم: بیا ز هدهد جوییم راه چاره

گفتا: به جاى هدهد دیش است و ماهواره

 

گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد

گفتا: به پست داده ، آوُرد یا نیاوُرد ؟

 

گفتم: بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى

گفتا که: ادوکلن شد در شیشه هاى رنگى

 

گفتم: سراغ دارى میخانه اى حسابى

گفت: آن چه بود از دم ،گشته چلوکبابى

با تشکر از مهندس پیمان قربانی

پسر بودن یعنی چه؟

پسر بودن یعنی چه؟


پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن

پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن

پسر بودن یعنی كادو خریدن برای جی اف

پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می كنی

پسر بودن یعنی پس كی دفترچه آماده به خدمت می گیری

پسر بودن یعنی به زور سیكل داشتن

پسر بودن یعنی بابا پس كی میری برام خواستگاری

پسر بودن یعنی مثل خر حمالی كردن

پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد

پسر بودن یعنی چرا كار نمیكنی ... جون بكن دیگه

پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین كه ...

پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن

پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی

پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته

پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن

پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی

و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

مقايسه سن زنان با توپ

 

مقايسه سن زنان با توپ

می دونين چطوری ميشه خانمها رو توی سنين مختلف با توپها مقايسه كرد؟

يه خانم توی سن ۱۸ سالگی مثل توپ فوتباله... ۲۲ نفر دنبالش هستن

توی سن ۲۸ سالگی مثل توپ هاكيه... ۱۰ نفر دنبالش هستن

توی سن ۳۸ سالگی مثل توپ گلفه... ۱ نفر دنبالشه

توی سن ۴۸ سالگی مثل توپ پينگ پنگه... ۲ نفر هی از خودشون دورش می كنن و به طرف مقابل پاسش ميدن

توی سن ۵۸ سالگی مثل توپ جنگيه... كسی جرات نمی كنه از ۱۰ متريش رد بشه

زن هم زن های قدیم

 

زن هم زن های قدیم

 
صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند. 

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: بازهم خوابیده است 

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است. 

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است 

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند.

ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است. 

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می‌باشد. 

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است. 

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد. 

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود. 

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد. 

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است. 

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است. 

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند. 

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است. 

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم: …
جدید: در حال مشاهده تلويزيون هستند ایشون ، لطفاً مُصدّع اوقات نشوید
 
 

مطالبی جالب وطنز آمیز مخصوص آخر سال و عید نوروز !!!  

 


1-چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی که زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده کنند. اتفاقی که در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یک فیلم که موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!

 


۲- خانه تکانی: تکان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی که البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و…) می باشد، نام یک نوع ورزش که در آن مردان “کوزت”وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز کردن خانه می کنند.
توضیح مرتبط:ای کاش به جای این همه خانه تکانی کمی هم به خانه دلمان تکانی می دادیم…

 


۳- خرید نوروزی: روزهای کشیدن چک، روزهای حسرت کشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز” بابا من اینو می خوام “،”بابا من اونو می خوام”، روز درک معنی فاصله طبقاتی به کمک تک تک سلولهای بدن.

 


۴ - جلو کشیدن ساعت: سنتی قدیمی که با توجه به تحقیقات بعمل آمده جدید، کنار گذاشته شد. عملی که از ۱۵ سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما امروزه برخی محققان، دریافته اند که این عمل هیچ تأثیری درکاهش مصرف برق ندارد و مردم کشورمان هم در این ۱۵ سال سر کار بوده اند و الکی هی ساعتها را جلو و عقب می کشیده اند!


۵ – مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی. فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی… البته نه برای جریمه کردن بلکه برای ارشاد رانندگان خطاکار!


۶- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یک خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری کنید.



۷ – عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است. معیاری مناسب برای سنجش این که هر فرد چقدر دوستتان دارد.


۸ - رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز کلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی که هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!

 


۹ - برنامه های نوروزی تلویزیون: یک سریال عشقولانه که در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی بی”وفا” (که تریپ صحبت کردنش اصلاً به تقلید از”محمد رضا فروتن” نیست) سعی می کند “وفا”دار شود. یک عالمه فیلم سینمایی شامل ۳ تا ماتریکس، یک دونه مرد عنکبوتی و… همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.


۱۰ – سیزده به در: روزی که جماعت از خانه هایشان به مقصد کوه، دشت و بیابان خارج می شوند. روز طلایی دزدان. روزی که به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شکنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را “روز طبیعت” گذاشته اند.


۱۱- چهارده فروردین: یکی از روزهای سخت سال. روزی که پس از ۲۰ روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی…
۱۲- روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس کردن چکها(برای کارمندان محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی که باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترک کنید. روزهایی که قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد

منبع:http://www.j2009.blogsky.com/category/cat-11/page/7/

طنز جالب زن، چراغ خانه است  !!!  

 

می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار’چهلچراغ’ شده اند و بعضی ها طرفدار’صرفه جویی در مصرف برق’!

* د...دختر:

چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند. تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)

* معشوق:

لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)

* همسر موقت:

لامپ کم مصرف!

* همسر دائم:

همان چراغ خانه.

* همسر مطلقه:

لامپ سوخته!

* همسر ایده آل:

چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)

شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
‘در مصرف برق صرفه جویی بکنید’؟

جالب

  جالب

 
 
 
 
خدا خر را آفرید و به اوگفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که
تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی
که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر
پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو
علف خواهی خورد و از عقل بی بهره
خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی
کرد و تو یک خر خواهی
بود.

خر به خداوند پاسخ  داد:خداوندا!من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای
خری همچون من
عمری طولانی است.پس کاری کن فقط
بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی
خر را برآورده کرد
 
 
 
 
خدا سگ را آفرید و به او  گفت:
 تو نگهبان خانه انسان خواهی
بود و بهترین دوست و وفادارترین
یار انسان خواهی شد.تو غذایی را که
به تو می دهند خواهی خورد و سی سال
زندگی خواهی کرد.تو یک سگ خواهی
بود.

سگ به خداوند پاسخ  داد:
خداوندا!سی سال زندگی عمری
طولانی است.کاری کن من فقط پانزده
سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را
برآورد...
 
 
 
 
خدا میمون را آفرید و به  او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از
این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و
برای سرگرم کردن دیگران کارهای
جالب انجام خواهی داد و بیست سال
عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی
بود.

میمون به خداوند پاسخ  داد:
بیست سال عمری طولانی است، من
می خواهم ده سال عمر کنم.و خداوند
آرزوی میمون را برآورده
کرد.

و
 
 
 
سرانجام خداوند انسان را آفرید و  به او گفت:
تو انسان هستی.تنها
مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره
زمین.تو می توانی از هوش خودت
استفاده کنی و سروری همه موجودات
را برعهده بگیری و بر تمام جهان
تسلط داشته باشی.و تو بیست سال عمر
خواهی کرد.

انسان گفت:سرورم!گرچه من
دوست دارم انسان باشم، اما بیست
سال مدت کمی برای زندگی است.آن سی
سالی که خر نخواست ، آن پانزده
سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که
میمون نخواست زندگی کند، به من
بده.

و
خداوند آرزوی انسان را برآورده
کرد...

و
از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست
سال مثل انسان زندگی می
کند!!!

و
 
 
پس از آن،ازدواج می کند و سی سال
مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می
کند ، و مثل خر بار می
برد

و
 
 
 
پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند،
پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در
آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و
هرچه به او بدهند می
خورد...!!!
 
 
و
 
 
 
وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون
زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به
خانه آن دخترش می رود و سعی می کند
مثل میمون نوه هایش را سرگرم
کند...!!!

طنز است جدی نگیرید

 

نتایج اخلاقی ازدواج کردن آقایون 

 

 

 

قبل از ازدواج : خوابيدن تا لنگ ظهر
بعد از ازدواج : بيدار شدن زودتر از خورشيد
نتيجه اخلاقي : سحر خيز شدن

 

قبل از ازدواج : رفتن به سفر بي اجازه
بعد از ازدواج : رفتن به حياط با اجازه
نتيجه اخلاقي : معتبر شدن

 

قبل از ازدواج : خوردن بهترين غذاها بي منت
بعد از ازدواج : خوردن غذا هاي سوخته با منت
نتيجه اخلاقي : تقويت معده

 

قبل از ازدواج : استراحت مطلق بي جر و بحث
بعد از ازدواج : كار كردن در شرايط سخت
نتيجه اخلاقي : ورزيده شدن

 

قبل از ازدواج : ديد و بازديد از اماكن تفريحي
بعد از ازدواج : سر زدن به فاميل خانوم
نتيجه اخلاقي : صله رحم

 

قبل از ازدواج : آموزش گيتار و سنتور و غيره
بعد از ازدواج : آموزش بچه داري و شستن ظرف
نتيجه اخلاقي : همدردي با مردها

 

قبل از ازدواج : گرفتن پول تو جيبي از پاپا
بعد از ازدواج : دادن كل حقوق به خانوم
نتيجه اخلاقي : مستقل شدن

 

قبل از ازدواج : ايستادن در صف سينما و استخر
بعد از ازدواج : ايستادن در صف شير و گوشت
نتيجه اخلاقي : آموزش ايستادگي

 

قبل از ازدواج : رفتن به سفرهاي هفتگي
بعد از ازدواج : در حسرت رفتن به پارك سر كوچه
نتيجه اخلاقي : امنيت كامل.


داستان کوتاه........آزادی

 

آزادی

 

زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد ...
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته...؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه ...
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و...!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت:
اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!!

 

زن‌ها

 

28731-Clipart-Illustration-Of-A-Pleased-Caucasian-Woman-Holding-Her-Hands-In-Front-Of-Her-Body-And-Grinning-At-A-Man-She-Is-Infatuated-With-Hearts-Above.jpg

زن ها مثل پیاز هستند ظاهر سفید و ظریفی دارند اما باطنشان اشك آدم رو در می‌آورد.

18771-Clipart-Illustration-Of-A-Gray-Haired-Lady-In-A-Red-Dress-Seeing-Stars-And-Sitting-On-The-Floor-After-Taking-A-Nasty-Fall-And-Injuring-Herself-At-The-Office.jpg

زنها مثل سكوت هستند با كوچكترین حرفی میشكنند.

زنها مثل چراغ راهنمایی هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزنی باز هم مرتب رنگ عوض می كنند.

6217-Senior-Woman-Using-A-Walker-With-A-Horn-Attached-Clipart-Picture.jpg

زنها مثل تخت خوابگاه هستند نو و تازه هایشان  كمیابند و كهنه هایش هم سرو صدا زیاد می كنند.

5692-Man-And-Woman-Jumping-A-Hurdle-Obstacle-During-A-Race-Clipart-Illustration.jpg

زن ها مثل الكل هستند دیر بجنبی همه شان می پرند.

5719-Hairy-Woman-Wearing-Red-High-Heeled-Shoes-Clipart-Illustration.jpg

زنها مثل ظرف سفالی هستند بدون رنگ و لعاب جلوه ای ندارند.15700-Tall-And-Slender-Senior-Woman-Patting-Her-Short-Husbands-Head-Clipart-Illustration.jpg

زنها مثل كامپیوتر هستند یك بار خودش را میگیری و یك عمر لوازم جانبی آنرا
.

 

5729-Birthday-Woman-With-Candle-On-A-Birthday-Cake-Clipart-Illustration.jpg

زنها مثل كیك خامه ای هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آویزان میشود اما كمی بعد دل آدم را میزند.
 

 

5757-Insecure-Middle-Aged-Woman-Trying-To-Find-Comfort-By-Sucking-Her-Thumb-And-Holding-Her-Blankie-Clipart-Illustration.jpg
 

 

زنها مثل بچه ها هستند تا وقتی كه ساكتند خوبند

 

14711-Depressed-Caucasian-Businessman-Hanging-Limply-And-Hung-Out-To-Dry-While-Pinned-To-A-Clothes-Line-Clipart-Illustration-Graphic.jpg


مردها مثل « مخلوط كن  هستند در هر خانه یكی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد


19292-Clipart-Illustration-Of-A-White-Polygraph-Examiner-Guy-Seated-In-Front-Of-A-Machine-While-Interrogating-A-Lying-Man-Whos-Nose-Keeps-Growing-Like-Pinocchio-With-Every-Fib-He-Tells-During-A-Lie-Detector-Test.jpg


مردها مثل « آگهی بازرگانی  هستند حتی یك كلمه از چیزهائی را كه میگویند نمی توان باور كرد
 

5136-Man-Brushing-His-Teeth-With-Toothpaste-And-Toothbrush-Clipart.jpg


مردها مثل « كامپیوتر » هستند. كاربری شان سخت است و هرگز حافظه ای قوی ندارند

 

4187-Man-Sitting-On-A-Couch-Channel-Surfing-The-TV-And-Drinking-Beer-Clipart.jpg



مردها مثل « سیمان » هستند. وقتی جائی پهنشان میكنی باید با كلنگ آنها را از جا بكنی
 

4439-Male-Worker-Wearing-Old-Coveralls-And-A-White-Hard-Hat-Clipart.jpg

 


مردها مثل «   طالع بینی مجلات » هستند. همیشه به شما میگویند كه چه بكنید و معمولاً اشتباه می گویند.

 



 

19261-Clipart-Illustration-Of-A-Bald-White-Businessman-Scratching-An-Itch-On-His-Back-With-A-Garden-Rake.jpg



مردها مثل « پاپ كورن » ( ذرت بو داده ) هستند. بامزه هستند ولی جای غذا را نمی گیرند

4189-Man-Drinking-A-Six-Pack-Of-Beer-Clipart.jpg

 

 

مردها مثل « باران بهاری » هستند . هیچوقت نمیدانید كی می آیند ، چقدر ادامه دارد و كی قطع میشود

 



.

 

4164-Business-Man-On-His-Hands-And-Knees-Clipart.jpg

 


مردها مثل  نوزاد هستند، در اولین نگاه شیرین و بامزه هستند اما خیلی زود از تمیز كردن و مراقبت از آنها خسته می شوید


یک شعر طنز

 

یک شعر طنز


اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نیست
ژتونی دارم
خرده پولی
سر سوزن هوشی.

دوستانی دارم بهتر از شمر و یزید
هم چو من مشروط

و اتاقی که در این نزدیکی است
پشت آن کوه بلند.

اهل دانشگاهم
پیشه ام گپ زدن است

گاه گاهی هم می نویسم تکلیف
می سپارم به شما
تا به یک نمره ناقابل بیست كه در آن زندانیست
دلتان زنده شود

چه خیالی، چه خیالی
خوب می دانم گپ زدن بیهودست
دانشم کم عمق است
خر زدن بیهودست.

اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مُهرم میز
عشق از پنجره ها می گیرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است.

درسهایم را وقتی می خوانم
که خروس می کشد خمیازه
مرغ و ماهی خوابند.

اوستاد از من پرسید
چند نمره می خواهی از من؟
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند؟

خوب یادم هست
مدرسه محفل آزادی بود.
درس ها را آن روز حفظ می کردم در خواب
امتحان چیزی بود مثل آب خوردن.
درس بی رنجش می خواندم.
نمره بی خواهش می آوردم.
تا معلم جوک می گفت همه غش می کردیم
و کلاسم زیبا بود و معلم حوصله داشت.
درس خواندن آن روز مثل یک بازی بود.

کم کمک دور شدم از آنجا
بار خود را بستم.
عاقبت رفتم دانشگاه
به محیط خس آموزش
و به دانشكده علم سرایت كردم
رفتم از پله دانشکده بالا
بارها افتادم.



چیزها دیدم در دانشگاه
من گدایی دیدم در آخر ترم
در به در می گشت
یک نمره قبولی می خواست



من كسی را دیدم
از داشتن یک نمره ده
دم در پشتک می زد
در دانشگاه اتوبوسی دیدم یک عدد صندلی خالی داشت.
دختری دیدم که به ترمینال نفرین می کرد.
اتوبوسی دیدم پر از دانشجو و چه سنگین می رفت.
اتوبوسی دیدم که کسی از روزنه پنجره می گفت «کمک»!

دیدم
سفر سبز چمن تا کوکو
بارش اشک پس از نمره تک
جنگ آموزش با دانشجو
جنگ دانشجویان سر ته دیگ غذا
جنگ نقلیه با جمعیت منتظران
حمله درس به مُخ
حذف یک واحد به فرماندهی رایانه
فتح یک ترم به دست ترمیم،
قتل یک نمره به دست استاد
مثل یک لبخند در آخر ترم
همه جا را دیدم.


اهل دانشگاهم!
اما نیستم دانشجو.
کارت من گمشده است.
من به مشروط شدن نزدیکم
آشنا هستم با سرنوشت همه ی همسفران
نبضشان را می گیرم

هذیانهاشان را می فهمم
من ندیدم هرگز یک نمره بیست

من ندیدم که کسی ترم آخر باشد


من در این دانشگاه چقدر مضطربم
من به یک نمره ناقابل ده خشنودم
و به یک مدرک قناعت دارم.

من نمی خندم اگر دوست من می افتد.
و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد

من در این دانشگاه
در سراشیب كسالت هستم

خوب می دانم استاد
كی كوئیز می گیرد
اتوبوس کی می آید
خوب می دانم برگه حذف کجاست

سایت و رایانه آن مال من است
هر کجا هستم باشم
تریا، نقلیه، دانشكده از آن من است

چه اهمیت دارد، گاه اگر می روید خار بی نظمی ها
رختها را بکنیم
پی ورزش برویم
توپ در یک قدمی است

و نگوییم که افتادن مفهوم بدی است!

و نخوانیم کتابی که در آن فرمول نیست.

و بدانیم اگر سلف نبود همگی می مردیم!
و بدانیم اگر جزوه استاد نبود همه می افتادیم!

و نترسیم از حذف
و بدانیم اگر حذف نبود می ماندیم.

و نپرسیم کجاییم و چه کاری داریم

و نپرسیم كه در قیمه چرا گوشت نبود
اگر بود چرا یخ زده بود

كار ما نیست شناسایی مسئول غذا
كار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
كار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
كار ما نیست جواب غلطی تحمیلی



كار ما شاید اینست كه در مركز پانچ
پی اصلاح خطاها برویم

کار ما شاید این است که در حسرت یک صندلی خالی،
پیوسته شناور باشیم.

بد نگوییم به استاد اگر نمره تک آوردیم.

كار ما شاید این است
كه مدرک در دست
فرم بی‌گاری یک شركت بی‌پیكر را
پر بكنیم

اهل دانشگاهم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب

و خدایی كه مرا كرده جواب.

خوب می‌فهمم سهم آینده ی من بی‌كاریست

من نمی‌دانم كه چرا می‌گویند
مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌كار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!



((چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید))

باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!

وبه آنها فهماند كه من اینجا فهم را فهمیدم

من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

اهل دانشگاهم
روزگارم در شک نيست
گاهگاهی واحدی می افتم
تا به قول اساتيد قوی پايه شوم

من به آغاز امتحان نزديکم
جزوه ها مي گيرم تا که زيراکس بزنم
درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

نمره ها را زده اند

۵ پيدا بود و ۱۰
۲ پيدا بود و يکی هم ۱۱

من به اندازه يک اپسيلون
آرزو ميکردم که ۱۲ ترمه شوم

چه خيالی که اميدی عبث است

درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

نمره های اندک

آه .... بچه ها در حسرت

حسرت پاس همان درسی که باز هم افتاده اند
بچه ها پخش و پلا
در همه جای حياط

جمعيت انبوه است
بوی مشروطی ها
يک نفر مي گريد.....

و بسی جالب بود که کسی می خندد !

ای دريغ از
پاس يک واحد درس !

من نديدم
کسی را که خجالت بکشد
يا يک اوستادی که ؛ نمره دهد مجانی

آ ه ......

من به يک نمره ۱۰ خشنودم

درس بايد خواند، حفظ بايد کرد

من نمی دانم که
اين شبانه با روزانه
چه تفاوتها دارد

من نمی دانم که چرا ميگويند
درس بايد خواند، حفظ بايد کرد.

اهل دانشگاه
روزگارم بد نیست
خنده را می فهمم
و هزاران جوک می پرانم در راه
سایتها را می خوانم
جزوه ها را می بندم
و به فردا می خندم...
شاد بودن ذاتی است
من به یک خنده تو دلشادم

 

   با تشکر از خانم الهام جعفری_دانشگاه الغدیر

یادداشت تاریخی :

 

یادداشت تاریخی :

فردی بنام یدالله در جمعی نشسته بود ، ناگهان بادی صدا دار از او خارج شد

و جماعت به او خندیدن ، یدالله بسیار خجالت کشید و از خدا خواست که او را

همچون اصحاب کهف به خوابی هزار ساله ببرد و دعایش مستجاب شد

پس از هزار سال  از خواب بیدار شد  و چون احساس گرسنگی می کرد

به نانوائی رفت و سکه ای برای خرید نان به نانوا داد .

نانوا نگاهی به سکه انداخت و گفت سکه گران بهائیست

باید مال دوران یدالله گوزو باشد !

مشكل تحريم سوخت هواپيما حل شد مطلب طنز است جدی نگیرید

 

Fw: مشكل تحريم سوخت هواپيما حل شد

 

اگه خارجی‌ها به هواپیما‌های ایران بنزین ندهند مشکلی پیش نمیاید

متخصصین ایرانی این مشکل را این طوری حل کردند البته

یذره سرعت هواپیما کمترمیشه ولی عیب نداره


 




...همه اون چیزی که خانم ها میخوان ....طنز ولی جدی

 

...همه اون چیزی که خانم ها میخوان ....طنز ولی جدی 

 

...یک شوهر با قیافه معمولی


That's All Women Want


...یک حلقه ساده

That's All Women Want


 

...مجلس عروسی ساده و کم خرج

That's All Women Want

 


...ماه عسل در هر جایی

That's All Women Want


...یک خانه کوچک برای بچه ها که بازی کنند

That's All Women Want

 


...بچه هایی دوست داشتنی

That's All Women Want


...شوهر مرد خانواده است

That's All Women Want

 


...ولی سخت کار میکنه

That's All Women Want


...یک ماشین کوچک برای خرید کردن

That's All Women Want

 


...یک ماشین دیگه برای بچه ها

That's All Women Want


...مقداری کلکسیون

That's All Women Want

 


...کفش هایی برای مناسبت های مختلف

That's All Women Want


...تعدادی لباس و لوازم زیبا


That's All Women Want

...مقداری لوازم زیبایی

That's All Women Want

 

 

...مقداری لوازم آرایش

That's All Women Want

 


...سالی یک بار مسافرت خارج از کشور

That's All Women Want


...تعداد بیشتر مسافرت های داخل کشور

That's All Women Want

 



...گهگاه کادو

That's All Women Want


...و در آخر مقداری تضمین

That's All Women Want

 

...فقط همین

...خانم ها اصلا پرتوقع نیستند

 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
 

هاي

 

 

 

به نام خدایی که زن آفرید

 

خانم ناهید نوری :

به نام خدایی که زن آفرید

حکیمانه امثال ِ من آفرید


خدایی که اول تو را از لجن

و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی

برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا

شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد

مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من

رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف

مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما

بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود

مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب

شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر

براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید

و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را

مساوی تر از سهم من آفرید

پاسخ دندان شکن از نادر جدیدی :
به ‌نام خداوند مردآفرین

که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد

چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید

و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد

مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت

ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم

تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست

نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز

نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید

جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد

به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت

و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک

من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود

که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر

و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات

نشسته مداوم تو را در کمین



با تشکر از استاد الهیاری

خاطرات یک بازدید­کننده­ی خارجی از نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران

   

خاطرات یک بازدید­کننده­ی خارجی از نمایشگاه بین­المللی کتاب تهران


 من برای اولین بار بود که به ایران، همچنین  برای اولین بار بود که به
 نمایشگاه کتاب تهران می­آمدم. خیلی ذوق زده شده­بودم. چیز­هایی که دیدیم خیلی
 برایم جالب و تازه بود. من هیچ­کجای دنیا از این چیز­های جالب ندیده بودم.
 ایرانی­ها برای کتاب و کتاب­خوانی خیلی ارزش قائلند، طوریکه در مدت برگزاری
 نمایشگاه از کودک دو ساله تا پیرمرد نود ساله به نمایشگاه می­آیند و نمایشگاه
خیلی خیلی شلوغ است.
 ایرانی­ها، به­خصوص مسئولان برگزاری نمایشگاه به آثار باستانی و ویرانه­ها
 خیلی علاقه­مند هستند. بطوریکه محل نمایشگاه در مکانیست که بیشتر جاهای آن
 خرابه و ویرانه است. این کار باعث شده یک حالت نوستالژیک به آدم دست بدهد.
 یک نکته­ی خیلی جالب که در مورد ایرانی­ها مشاهده کردم این بود که از نظر
 کتاب­خوانی خیلی هم­سلیقه و هم­نظرند. چون من می­دیدم در بعضی از غرفه­ها
هیچ­کس برای بازدید حضور نداشت ولی بعضی از غرفه­ها مملو از جمعیت بود. فقط
 نفهمیدم چرا غرفه­هایی که مسئولش خانم بود این حالت ازدحام را داشت.
 ایرانی­ها خیلی آدم­های اقتصادی هستند که به وقت نیز خیلی اهمیت می­دهند. این
 موضوع را در نمایشگاه کتاب به خوبی می­توان مشاهده­کرد. چون خیلی از آن­ها
 موقع
 بازدید وقت را تلف نمی­کردند و دریک نگاه کتاب را مطالعه می­کردند و در نتیجه
 آن را نمی­خریدند.
 ایرانی­ها خیلی با محبتند و همدیگر را خیلی دوست دارند، بطوریکه بعضی از
 آن­ها
 اصلاً کتاب نمی­خوانند ولی چون دلشان برای هم تنگ می­شود، برای دیدن یکدیگر
 به
 نمایشگاه می­روند. من این موضوع را از آنجا فهمیدم که بیشتر بازدید­کنندگان
 به
 جای اینکه به کتاب­ها نگاه کنند به مردم نگاه می­کردند. مترجم من می­گفت اکثر
 آن­ها  به آدم­های باشخصیت بیشتر نگاه می­کنند.
 ایرانی­ها خیلی خونگرم و اجتماعی هستند. آن­ها با اینکه همدیگر را نمی­شناسند
 اما خوش و بش و احوالپرسی می­کنند. مثلاً من خودم دیدم که چندتا از جوانان
 ایرانی هنگام بازدید از نمایشگاه به بعضی از بازدید کنندگان می­گفتند:" چطوری
 خوشگله". من خیلی خوشم آمد. در کشور ما اصلاً از این محبت­ها خبری نیست.
 حیف...

یک نکته­ی جالب که در نمایشگاه کتاب دیدم این بود که ایرانی­ها بیشتر از
 اینکه
 کتاب بخرند، آب معدنی، بستنی و... می­خریدند. طوریکه صف بستنی و آب معدنی
 خیلی
 شلوغ­تر از صف­های کتاب بود. این نشان­دهنده­ی این است که ایرانی­ها  توجه
 ویژه­ای به تغذیه و سلامتی دارند.
 نحوه­ی چیدمان کتاب­ها در نمایشگاه خیلی جالب و ابتکاری بود.  مسئولان
برگزاری
 نمایشگاه طوری برنامه ریزی کرده­اند که برای پیدا کردن یک کتاب با موضوع خاص،
 بازدید کننده مجبور است اکثر غرفه­­ها را بازدید کند تا پس از ساعت­ها
 بالاخره
 کتاب مورد نظر خود را پیدا کند. خوبی این روشِ به قول ایرانی­ها تخیلی، این
 است
که بازدید کننده با کتاب­های بیشتری آشنا می­شود.

 نکته­ی خیلی جالب این بود که بر خلاف ما، مفهوم wc در ایران متفاوت است.
زیرا من موقعی که از فردی سراغ غرفه­های کتب فرهنگی را گرفتم، او به من آدرس
 جایی را داد که روی درش نوشته شده بود wc  و بعد خندید. تازه آن غرفه خیلی هم
 شلوغ بود که این نشان می­دهد مسئولان ایرانی به فرهنگ خیلی اهمیت می­دهند.
با این همه توصیفات نمی­دانم چرا در پایان نمایشگاه همه در حال ادای احترام
 به
 پدر، مادر، خواهر و به خصوص عمه­ی مسئولان هستند. مثلاً من خودم دیدم که یکی
 از
 بازدید کننده­ها گفت:" این کتاب­ها به درد عمه­اشان می­خورد." فکر کنم منظورش
 تشکر از عمه­ی مسئول بود. آخیِ... چقدر با محبت.

 در پایان بازدید از نمایشگاه کتاب تهران، خیلی خوشحال و هیجان­زده بودم ولی
 این سؤال همیشه در ذهنم بود که با این همه استقبال از نمایشگاه کتاب و ازدحام
 بیش از حد، چرا آمار­ها نشان می­دهد که نرخ مطالعه در ایران اینقدر کم است؟
 راهنمای ما می­گفت:" این آمار­ها، مثل خیلی آمار­های دیگر غلط است و اصلاً
 کتاب­خوانی در ایران خیلی هم خوب است. اصلاً همه­چیز خوب است و کسانی که این
 آمار­ها را می­دهند، دشمن ما هستند، فهمیدی؟

شادي در فوتبال

شادي در فوتبال


عروسي

عروسي !!!


بر وزن گلستان سعدي:

" منت خداي را عز و جل که......."لذت زن را قند و عسل كه ازدواجش موجب محنت است و به طلاق اندرش مزيد رحمت. هر لنگه كفشي كه بر سر ما مي‌خورد مضر حيات است و چون مكرر موجب ممات. پس درهر لنگه كفش دو ضربت موجود و برهر ضربت آخي واجب .

مرد همان به كه به وقت نزاع              عذر به درگاه نساء آورد
ورنه زنش ازاثر لنگه كفش              حال دلش خوب به جا آورد

ضربت لنگه كفش لاحسابش هم از راه رسيده، و جيب شوهر بدبخت را به قيچي خياطي درآورده وحقوق يكماهه او را به بهانه جوئي بخورد.

شوهر و نوكر و كلفت همگي دركارند          تا تو پول بدست آوري وماشين بخري
شوهرت با كت وشلوار پراز وصله بود            شرط انصاف نباشد كه تو مانتو بخري

 

نکاتی پندآموز و همراه با طنز برای همه

OFFICE ARITHMETIC

حسابرسی اداری

Smart boss + smart employee = profit

رییس باهوش + کارمند باهوش = سود

Smart boss + dumb employee = production

رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید

Dumb boss + smart employee = promotion

رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع

Dumb boss + dumb employee = overtime

رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری

 

SHOPPING MATH

ریاضیات خرید کردن

A man will pay $2 for a $1 item he needs.

یک مرد بابت یک کالای 1 دلاری که نیاز دارد 2 دلار می پردازد

A woman will pay $1 for a $2 item that she doesn't need.

یک زن بابت یک کالای 2 دلاری که نیاز ندارد 1 دلار می پردازد

 

GENERAL EQUATIONS & STATISTICS

آمار و برابری عمومی

A woman worries about the future until she gets a husband..

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

A man never worries about the future until he gets a wife.

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

A successful man is one who makes more money than his wife can spend.

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

A successful woman is one who can find such a man.

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

 

HAPPINESS

شادمانی

To be happy with a man, you must understand him a lot and love him a little.

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید

To be happy with a woman, you must love her a lot and not try to understand her at all.

برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید

 

LONGEVITY

طول عمر

Married men live longer than single men do, but married men are a lot more willing to die.

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

 

PROPENSITY TO CHANGE

گرایش به تغییر

A woman marries a man expecting he will change, but he doesn't.

زمانی که یک زن  با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

A man marries a woman expecting that she won't change, and she does..

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند می خواهد که آن زن تغییر نکند ولی او تغییر می کند 

 

DISCUSSION TECHNIQUE

ادبیات گفتگو

A woman has the last word in any argument.

یک زن در بحث حرف آخر را می زند

Anything a man says after that is the beginning of a new argument.

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است

 

 

SEND THIS TO A SMART WOMAN WHO NEEDS A LAUGH AND TO THE SMART GUYS YOU KNOW CAN HANDLE IT

این متن را برای یک زن باهوش که به خنده نیاز دارد و مردان باهوشی که میدانید می توانند آن را هضم کنند، بفرستید

 

هر وقت مردي دروغ ميگه

هر وقت مردی دروغ میگه

روزي، وقتي هيزم شكني مشغول قطع كردن يه شاخه درخت بالاي رودخونه بود، تبرش افتاد تو رودخونه. وقتي در حال گريه كردن بود، يه فرشته اومد و ازش پرسيد: چرا گريه مي كني؟ هيزم شكن گفت كه تبرم توي رودخونه افتاده. فرشته رفت و با يه تبر طلايي برگشت. 'آيا اين تبر توست؟' هيزم شكن جواب داد: ' نه' فرشته دوباره به زير آب رفت و اين بار با يه تبر نقره اي برگشت و پرسيد كه آيا اين تبر توست؟ دوباره، هيزم شكن جواب داد : نه. فرشته باز هم به زير آب رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و پرسيد آيا اين تبر توست؟ جواب داد: آره.

فرشته از صداقت مرد خوشحال شد و هر سه تبر را به اوداد و هيزم شكن خوش حال روانه خونه شد. يه روز وقتي داشت با زنش كنار رودخونه راه مي رفت زنش افتاد توي آب. هيزم شكن داشت گريه مي كرد كه فرشته باز هم اومد و پرسيد كه چرا گريه مي كني؟ اوه فرشته، زنم افتاده توي آب. '
فرشته رفت زير آب و با جنيفر لوپز برگشت و پرسيد : زنت اينه؟ هيزم شكن فرياد زد: آره!
فرشته عصباني شد. ' تو تقلب كردي، اين نامرديه '
هيزم شكن جواب داد : اوه، فرشته من منو ببخش. سوء تفاهم شده. مي دوني، اگه به جنيفر لوپز 'نه' مي گفتم تو مي رفتي و با كاترين زتاجونز مي اومدي. و باز هم اگه به كاترين زتاجونز 'نه' ميگفتم، تو مي رفتي و با زن خودم مي اومدي و من هم مي گفتم آره.
اونوقت تو هر سه تا رو به من مي دادي. اما فرشته، من يه آدم فقيرم و توانايي نگهداري سه تا زن رو ندارم، و به همين دليل بود كه اين بار گفتم آره.

داستان: طنز تصویری ماجرای عاشق شدن آقا کلاغه/بسیار جالب   
















جهان نیوز

طنز فنی

وزير کار : مشکل ما نقدينگي نيست، بيکاران مهارت ندارند. (جراید)

پس از استدلال بسيار زيباي وزير کار پيش بيني مي شود شاهد شنيدن جملاتي مشابه جملات زير، از سوي برخي مسؤولان باشيم


وزير مسکن : مشکل گران بودن خانه نيست، مردم پول ندارند!

وزير راه و ترابري : سقوط هواپيماها به دليل نقص فني نيست، خلبانان چشمهايشان ضعيف است!

وزير راه و ترابري : آمار بالاي تصادفات جاده اي در نتيجه عدم استاندارد بودن جاده ها و ماشينها نيست، رانندگان رانندگي بلد نيستند!

وزير رفاه : تعداد افراد زير خط فقر بالا نيست، مردم حقوقهايشان پايين است!

فدراسيون فوتبال : تيم ملي فوتبال ضعيف نيست، تيمهاي ديگر فوتبال در آسيا قوي هستند!

وزير بهداشت : سوسيس ها و کالباس ها مشکل بهداشتي ندارند، افرادي که ساندويچ مي خورند خيلي سوسول هستند!


وزير بهداشت :
آنفلوانزاي نوع خوکی آنقدرها هم خطرناک نيست، بنيه مردم خيلی ضعيف است

 

معني برخي کلماتی که از زن‏ها مي‏شنويد

معني برخي کلماتی که از زن‏ها مي‏شنويد


خبٌ: اين کلمه‏اي است که زنان براي پايان دادن به مکالمه‏هايي استفاده مي‏کنند که در آن حق با آن‏هاست و شما بايد خفه‏ بشويد.‏

پنج دقیقه: اگر مشغول لباس‏پوشيدن است يعني حداقل نيم ساعت. هرچند پنج ديقه دقيقاً معادل پنج دقيقه است اگر به شما پنج دقيقه بيش‏تر زمان جهت تماشاي فوتبال داده شده باشد.‏

هيچٌي: اين آرامش قبل از توفان است. معني و مفهوم آن اين است که بايد به شدت گوش‏به‏زنگ باشيد. بحث‏هايي که با هيچي شروع مي‏شوند، غالباً با خبٌ تمام مي‏شوند.‏

بفرماييد: اين کلمه اصلاً ربطي به اجازه دادن انجام کاري ندارد. "اگه جرئت داري" در آن مستتر است.

آه بلند: اين در حقيقت يک کلمه محسوب مي‏شود که معمولاً درست فهميده نمي‏شود. آه بلند يعني او فکر مي‏کند شما يک احمق به‏دردنخور هستيد و او نمي‏داند چرا دارد وقت‏ش را با ماندن و بحث با شما سر هيچٌي تلف مي‏کند.

اشکال نداره: اين يکي از خطرناک‏ترين جملات‏ي است که زن شما ممکن است به شما بگويد. اشکال نداره يعني اون به زمان طولاني‏تري احتياج دارد که تصميم بگيرد شما چگونه بايد تاوان اين اشتباه‏تان را پس بدهيد.‏

ممنون: از شما تشکر مي‏کند. فقط بگوييد خواهش مي‏کنم. هيچ حرف اضافه‏اي نزنيد. خيلي ممنون مي‏تواند نشان دهنده يک خطر بالقوٌه باشد.

اصلاً هرچي: اين ترکيب براي گفتن مرده‏شورت رو ببرن استفاده مي‏شود.

نگران‏ش نباش عزيزم، خودم انجام مي‏دم: يک جمله بسيار خطرناک ديگر. به معني آن‏که اين کار به دفعات متعدد به شما محول شده و حالا تصميم گرفته خودش دست به کار شود. اين حالت معمولاً منجر به حالت‏ي خواهد شد که شما بپرسيد چي شده؟.

forum.gigapars.com

                                                                                                  گردآوری : گروه اینترنتی نیک صالحی         

هر کی چه ماشینی سوار می شه؟

 

 


مطلب طنز است خانمها جدی نگیرند

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت: اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي..
مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پایش.
مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را نگاه كرد اما كسي را نديد.
بهر حال نجات پيدا كرده بود.

به راهش ادامه داد.
به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت : بايست
مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتی عجيب از کنارش رد شد.
بازهم نجات پيدا كرده بود.

مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .
مرد فكري كرد و گفت :
- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوری بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خانوما-.... مطلب ظنز است خانمها جدی نگیرند


 خانوما

* براي بيشتر خانوم ها مهم ترين مسئله ،امنيت مالي است.

*
با اين که امنيت مالي برايشان بسيار مهم است،ولي باز هم بيرون مي رن و لباس هاي گرون قيمت مي خرن.

*
با اين که هميشه لباس هاي گرون قيمت مي خرن،ولي مدام ميگن که چيزي ندارن بپوشن.

*
با اين که مي گن چيزي ندارن بپوشن، ولي هميشه هم قشنگ و شيک لباس مي پوشن.

*
با اين که هميشه قشنگ و شيک لباس مي پوشن،ولي مي گن لباس هام ديگه کهنه و درب و داغونه.

*
با اين که ميگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولي انتظار دارن که شما هميشه از تيپ شون تعريف کنيد.

*
با اين که هميشه انتظار دارن ازتيپ شون تعريف کنيد، ولي وقتي هم شما اين کار رو مي کنين...حرف هاتونو باور نمي کنن


 

با تشکر از آقایان دکتر طموسا ومهندس کاظمی

اول خانمها---مطلب مندرج طنز است خانمهای محترم جدی نگیرند

 

ميدوني از كي باب شد كه" اول خانم ها" يا"خانم مقدم هستند"؟ اين موضوع از عصر غار نشيني انسان باب شد چطوري؟ اينطوري كه انسان غار نشين هر وقت مي خواست برود تو غار اول خانم ها را مي فرستاد كه اگر حيوان درنده اي آنجا بود اول آنها را بخورد ويا وقتي ميخواست از غار خارج شود اول خانم ها را مي فرستاد كه اگر باز حيوان درنده كمين كرده باشد اول خانم ها را بخورد  خلاصه اين موضوع از آن موقع تا به حال باب شد . در هر صورت اين آقاموضوع را رعايت نكرد اين بلا سرش اومد 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

..

.

.

.

.

.

.

.

 

اگر تصویر باز نشد روی تصویر شو پیکچر کنید  

May this be a lesson to all men!
Golden rule : Ladies First .


Send to all men and women

 

تحقیقات محلی برای ازدواج در اصفهان

 

تحقیقات محلی برای ازدواج در اصفهان

 

موضوع : تحقیقات محلی برای بررسی شرایط داماد

مکان: یکی از محلات قدیمی اصفهان

زمان : صلات ظهر

خ.ع = خانواده عروس ه = همسایه داماد

 

خ . ع: ببخشید ما در موردی یه امری خیری خِدمِت رسیدیم میخواستیم یه اطلاعاتی در موردی این همسایه بغلیدون بیگیریم بیبینیم چه جور آدمایی هستن؟

ه: والا خیلی آدمهای محترمین! پِسِرشونم بِچهِ ای خوبیِس اما اِگه این سیگاره رَم نیمیکشید دیگه نوری علی نور بود!

خ.ع: ببخشید!! مگه دوماد سیگارم میکشن؟!!

ه: سیگار که نه!! اما خوب شوما حَساب کون بعدی یه بس تِریاک، خوب یه نخ سیگارم میچِسبِد!!

خ.ع: اِ !! مگه دوماد تریاکیند!!

تریاکی که نه اما خوب وقتی آدم صپی اولی وخ (صبح اول وقت) بعدی یه شب بیداری خسته و هلاک اِز دزدی میاد خونه خوب یه بس تریاکم میچسبد!!!

خ.ع: دزدی؟!!! دوماد دزدم تشریف دارن؟!!

ه: دزد که نه! اما خوب خرجی خانوم بازی و عرق خوری و اینا باید از یه جایی در بیاد دیگه!!!

خ.ع: خانوم باز ؟!! عرق خور؟!!!

ه: نه به اون صورِتی که شوما فکر میکونین!! اما خوب این آقا دوماد اِز وقتی که رَف حبس تو زندان با یه سری لات و لوت و دزد و چاقو کش و کلّاش آشنا شد خوب اونام زیری پاش نیشستن! والا خودش بچه یی خوبیِس!!!

خ.ع : زندان؟!!!!

زندان که نه!! اما خوب جوونند و جاهل دیگه شانس اُورد خونواده مقتول رضایت دادن اِگِه نه حالا حالا تو حبس بود شایدم دارش میزدن!!

خ.ع : مقتول؟!!!! قتل هم کردن ایشون؟!!

قتل که نه .....اصن ولش کون به ما چه!! آدم خوب نیس پش سری مردوم صفه بزارِد. بخصوص در امری خیر!! این یخده (یه خورده) ایرادو دارِد اما رو هم رفته بچه ای خوبیس!!!

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

پنجاه راه بازی با اعصاب دیگران

شوخی

۱٫
روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن


۲٫
سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند


۳٫
وقتی میخواین برین دست به آب با صدای بلند به اطلاع همه برسونین


۴٫
وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین


۵٫
کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید


۶٫
همسرتون رو با اسم همسر قبلیتون صدا بزنین


۷٫
جدول نیمه تموم دوستتون رو حل کنین


۸٫
روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین


۹
.
وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین


۱۰٫
از بستنی فروشی بخواین که اسم پنجاه و چهار نوع بستنی رو براتون بگه


۱۱٫
در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین


۱۲٫
به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین


۱۳٫
وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین


۱۴٫
وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین


۱۵٫

موقع ناهارتوی یک جمع جزئیات تهوع وگلاب به روتون استفراغی که چند روز پیش داشتین رو با آب و تاب تعریف کنین


۱۶٫
ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین


۱۷٫
بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین


۱۸٫
شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین


۱۹٫
اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین


۲۰٫
وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته


۲۱٫
صابون رو همیشه کف وان حموم جا بذارین


۲۲٫
روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین


۲۳٫
وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده


۲۴٫
وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود


۲۵٫
چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین


۲۶٫
بادکنک بچه ها رو بترکونین


۲۷٫
مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین


۲۸٫
وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد


۲۹٫
بچه جیغ جیغوی خودتون رو به سینما ببرین


۳۰٫
کلید آپارتمان طبقه سیزدهم تون رو توی ماشین جا بذارین و وقتی به در آپارتمان رسیدین یادتون بیاد! ﴿این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره


۳۱٫
ایمیل های فورواردی دوستتون رو همیشه برای خودش فوروارد کنین


۳۲٫
توی کنسرتهای موسیقی بزرگ و هنری ، بی موقع دست بزنین


۳۳٫
هر جایی که می تونین ، آدامس جویده شده تون رو جا بذارین! ﴿توی دستکش دوستتون بهتره


۳۴٫

حبه قند نیمه جویده و خیستون رو دوباره توی قنددون بذارین


۳۵٫
نصف شبها با صدای بلند توی خواب حرف بزنین


۳۶٫
دوستتون که پاش توی گچه رو به فوتبال بازی کردن دعوت کنین


۳۷٫
عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین


۳۸٫
پیچهای کوک گیتار دوستتون رو که ۵ دقیقه دیگه اجرای برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونین


۳۹٫
با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین


۴۰٫
شیشه های سس گوجه فرنگی و هات سس فلفل رو عوض کنین


۴۱٫
موقع عکس رسمی انداختن برای هر کس جلوتونه شاخ بذارین


۴۲٫
توی ظرفهای آجیل برای مهموناتون فقط پسته ها و فندقهای دهان بسته بذارین


۴۳٫
شونصد بار به دستگاه پیغام گیر تلفن دوستتون زنگ بزنین و داستان خاله سوسکه رو تعریف کنین


۴۴٫
توی روزهای بارونی با ماشینتون با سرعت از وسط آبهای جمع شده رد بشین


۴۵٫
توی جای کارت دستگاههای عابر بانک چوب کبریت فرو کنین


۴۶٫
جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین


۴۷٫
یکی از پایه های صندلی معلم یا استادتون رو لق کنین


۴۸٫
توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه


۴۹٫
چراغ توالتی که مشتری داره و کلید چراغش بیرونه رو خاموش کنین


۵۰٫
ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یه بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین

انشای یک بچه دبستانی درباره ازدواج


نام : كمال
كلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج!
 


هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.


حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.


از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود.
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !


اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.


مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!


اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.


قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری می كند بعد خانومش می رود دادگاه شكایت می كند بعد می آیند دایی مختار را می برند زندان!


البته زندان آدم را مرد می كند.عزدواج هم آدم را مرد می كند، اما آدم با عزدواج مرد بشود خیلی بهتر است!
این بود انشای من


جوک و اس ام اس زناشویی خنده دار  -   اصلا جدی نگیرید

جوک و اس ام اس زناشویی خنده دار

اصلا جدی نگیرید 

اس ام اس زناشویی

 

تحقیقات نشان داده که فقط ۲۰% مردها عقل دارند

۸۰% بقیه زن دارند !!!

.

.

مردها بر اثر کمبود عاطفه ازدواج می کنند ، بر اثر کمبود حوصله طلاق می دن

ولی نکته جالب اینه که بر اثر کمبود حافظه دوباره ازدواج می کنند !!!! 

.

.

مرد اولی : امان از دست این زنها !؟ زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !!!

.

.

زن به شوهر : من احمق بودم که باهات ازدواج کردم !

مرد : عزیزم چرا عصبانی می شی ! خب من هم عاشقت بودم اینو نفهمیدم !!!

.

.

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه

ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !!!

.

..

یه ضرب المثل آموزنده هست که می گه :

مردن برای زنی که عاشقشی از زندگی باهاش آسون تره !!!

.

.

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!

.

.

زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه نمی شود

زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود

.

.

.یک زن در بحث حرف آخر را می زند

بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است !!!

.

.

خداوند زن را آفرید تا هیچ مردی به مرگ طبیعی نمیرد !!!

.

.

قوانین طلائی همسرداری (برای مردان ‎):

قانون اول: باید زنی داشته باشید که در کارهای خانه مثل آشپزی، تمیزکاری، گردگیری و … خوب باشد ‎.

قانون دوم: باید زنی داشته باشید که موجبات سرگرمی و خنده و شادی شما را فراهم نماید ‎.

قانون سوم: باید زنی داشته باشید مورد اعتماد و اطمینان و راستگو‎ .

قانون چهارم: باید زنی داشته باشید که از بودن با او لذت ببرید و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .

قانون پنجم: خیلی خیلی اهمیت دارد که این چهار زن از وجود یکدیگر بی خبر باشند ‎!!!

.

.

مرداحساس را کشف کرد و زن عشق را،

مرد کار را کشف کرد و زن خانه داری را،

مرد پول را اختراع کرد و زن خرید را،

از آن زمان، مرد چیزهای بسیار زیادی کشف و اختراع کرد، و زن همچنان در حال خرید است ‎ !!!

.

.

یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند

یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد

یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند

یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند

 .

.

برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید

برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید

.

.

مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند

 .

.

برنده جایزه نوبل ادبیات در زمان تقدیم جایزه خود به همسرش گفت :

” این جایزه را به همسر عزیزم تقدیم می کنم که با نبودش باعث شد من بتونم این کتاب را تمام کنم ” !

 .

.

زن خوب مثل دایناسور می مونه که نسلش منقرض شده ولی مرد خوب مثل سیمرغ می مونه که از اول یه افسانه بوده!

 .

.

جوک های آقایان راجع به همسران خود در فرهنگ غرب!!!

 

یک مرد بابت یک کالای ۱ دلاری که نیاز دارد ۲ دلار می پردازد

یک زن بابت یک کالای ۲ دلاری که نیاز ندارد ۱ دلار می پردازد

.

.

راز زندگی مشترک طولانی:

هر هفته به یک رستوران زیبا رفته و در زیر نور شمع، شام شاعرانه ایی را صرف نمایید.

البته جدا از هم.

.

.

چون دو سال است ازدواج کردم، دیگر از تروریست ها وحشتی ندارم.

 .

.

من در ازدواج شانسی نداشته ام، اولی مرا ول کرد و رفت، و دومی این کار را نکرد.

.

.

اگر زندگی زناشویت را می خواهی نگاه داری باید در زمانی که اشتباه کردی اعتراف کرده و در غیر این صورت ساکت باشی.

.

.

من و همسرم بیست سال شاد بودیم تا آنکه با هم آشنا شدیم.

.

.

یک زن خوب زمانی که اشتباه می کند، همسر خود را می بخشد.

.

.

مردی برای یافتن همسر در روزنامه آگهی داد، فردای آن روز صدها نامه برای او آمد که

 نوشته شده بود:

می توانید همسر مرا بگیرید.

.

.

مردی با افتخار گفت: زن من یک فرشته است

مرد دیگری جواب داد: خوش به حالت، زن من هنوز زنده است.

.

.

 

قبل از ازدواج:

مرد: دیگه نمی تونم منتظر بمونم

زن: می خوای از پیشت برم؟

مرد: فکرشم نکن

زن: منو دوست داری؟

مرد: البته

زن: تا حالا به من دروغ گفتی؟

مرد: نه، چرا این سوال رو می پرسی؟

زن: منو مسافرت می بری؟

مرد: مرتب

زن: منو کتک می زنی؟

مرد: به هیچ وجه

زن: می تونم بهت اعتماد کنم؟

بعد از ازدواج:

همین متن رو از پایین به بالا بخونید!

ظنز ازدواج خر

برایت هر خری خواهی بگیرم

 

http://www.tehran365.com/1388/cakeland/khar.gif

خری آمدبه سوی مادر خویش

که ای مادر چرا رنجم دهی بیش

برو امشب برایم خواستگاری

مگر تو کره ات را دوست نداری؟

خر مادر بگفت ای کره خر جان

تو را من دوست دارم بیشتر از جان

اگر عاشق شوی حرفی ندارم

برایت هر خری خواهی بگیرم

برو پیش همه خرهای خوشگل

یکی را انتخاب کن نیست مشکل

خرک از شادمانی جفتکی زد

کمی عرعر نمود و پشتکی زد

بگفت مادر به قربان نگاهت

فدای آن دو چشمان سیاهت

خر همسایه را عاشق شدم من

به زیبایی نباشد شکل او خر

سپس مادر بگفت پالتو تنت کن

بزرگان محل را تو خبر کن

همه خرها برفتند به طویله

همان گونه که رسم است در قبیله

خران از شورشان عرعر نمودند

زکاه و یونجه کام شیرین نمودند

خر محضر کتاب خود را بگشود

وصال این دو خر را رهنمون کرد

تو ای دوشیزه خر خانم کجایی

به عقد این خر خوشگل در آیی

میان جمعیت یک خر ندا داد

عروس رفته بچینه یونجه از باغ

چنان شور و هیاهویی به پا شد

خر داماد دو لنگش در هوا شد

اخبار ساعت 20:30 در 50 سال آینده

* قیمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ میلیون تومان كاهش به یك میلیارد و چهل میلیون تومان رسید.

* ایران خودرو: هفتاد و نهمین مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلی تحول زیادی داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتی متر افزایش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ میلیون تومان گران تر است.
whistling


 


* برای اولین بار ایران به دور دوم مسابقات جام جهانی راه یافت. علی دایی: هلوز قثد ندالم كه از دنیای فوتبال خداحافثی كنم و شلایط خوبی بل تیم ملی حاكم اثت …… به قولی……
:301:

* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۵/۶۲% برساند.
:32:

* یكصد و شصت و سومین قطعنامه شورای امنیت در مورد فعالیتهای هسته ای ایران به تصویب رسید. در عین حال رئیس آژانس هسته ای اعلام كرد علیرغم هشتصد و سی و دومین گزارش ایران در مورد فعالیتهای هسته ای هنوز ابهاماتی در این زمینه وجود دارد كه امیدواریم به زودی بر طرف شود.
not worthy

* به علت اتمام ذخایر نفت و گاز دولت در اطلاعیه ای از مردم عزیز ایران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جویی نمایند.


* یكی از نمایندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وی گفت دولت با تدابیر صحیح و اصولی سعی دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنین وی گفت در نظام طبیعت اصولا مرد نیز مانند زن حق مشاركت در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی را دارد.
:girl_sigh:

* نیروی انتظامی كرج چند سارق را كه به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می كردند دستگیر كرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
:7:

* شورای نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت كرد.

* به علت برخی مشكلات و نواقیص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمدید شد.

* قیمت هر كیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در ۵۰ سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یك اتومبیل بخرند.
:50:

* روئسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی كردند.
:117:


* ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میكنند این در حالیست كه این آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبی را نشان می دهد.

* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملكه زیبایی برگزار می كند.
:32:

* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.

* مدیرعامل سایپا: با تكیه به دانش بومی تانك و تراكتور پراید را طراحی كردیم.
peace sign

* شركت ایرباس، طی شكایتی به سازمان ملل خواستار آزاد سازی هواپیماهایش از دست ایران شد و خاطر نشان كرد كه این هواپیماها ۷۰ سال پیش از رده خارج شده اند.

هدیه حاکم دوبی به مایکل شوماخر

حاکم دوبی ، شیخ محمد بن راشد، هدیه ای را بعنوان هدیه بازنشستگی به مایکل شوماخر (راننده معروف مسابقات اتومبیل رانی فرمول یک) تقدیم کرد.

این هدیه، جزیره ای در دوبی است که حدود 7 میلیون دلار برآورد قیمت شده است.

بقیه تصاویر از جزیره در ادامه مطلب



دوتا فوت خوردم!

دوتا فوت خوردم!

داشتم رانندگی می کردم که موبایلم زنگ خورد. گفتم
- الو... بفرمائید. چرا حرف نمی زنید؟
فقط فوت کرد!
گفتم:
- اگر زشتی یه فوت کن و اگر خوشگلی دوتا فوت کن... دوتا فوت کرد.
گفتم:
- اگر اهل قرار نیستی یه فوت کن و اگر هستی دوتا فوت کن... دوتا فوت کرد.
گفتم:
- من فردا می خواهم بروم رستوران شاندیز. اگر ساعت دوازده نمی توانی بیائی یک فوت  کن و اگر می توانی بیائی دوتا فوت کن... دوتا فوت کرد.


با خوشحالی گوشی را قطع کردم. فردا صبح حسابی به خودم رسیدم. دوش گرفتم، لباس شیک پوشیدم و بهترین اودکلن را زدم. در پوست خودم نمی گنجیدم. همه فکرم به قرار امروز  بودم.

داشتم از خانه خارج می شدم که زنم صدام کرد و گفت:
- عزیزم! ناهار میائی خانه؟ اگر نمیای یک فوت کن. اگر میائی دوتا فوت کن!

(نقل از مجله "راه ز ندگی" چاپ امر یکا)