خنده بر هر درد بی درمان دواست

خنده بر هر درد بی درمان دواست

 

خنده نه تنها در كاهش فشارهای روحی مؤثر است كه در كم كردن عوارض بیماری های جسمی نیز نقش دارد.خنده می تواند با بسیاری از بیماریهای شایع مقابله كند.

به عنوان نمونه خنده و شوخ طبعی سبب ترشح هورمون اندروفین می شود.خنده همچنین جریان خون را بهبود بخشیده، سیستم عصبی را تحریك كرده و سیستم ایمنی را تقویت و قلب را قویتر می كند.

نتایج یك تحقیق در ژاپن نشان می دهد كه خندیدن و شوخ طبعی افراد دیابتی، به هنگام صرف غذا سبب می شود قند مصرفی بهتر پردازش شود.

محققان ژاپنی دریافته اند چنانچه افراد مبتلا به دیابت نوع دوم كه شایعترین نوع دیابت است، به هنگام صرف غذا یك نمایش خنده دار تماشا كنند یا اینكه به یك سخنرانی طنز گوش دهند، میزان قندخون آنها كمتر افزایش می یابد.

خنده فشارخون را كاهش می دهد. خنده بهترین درمان برای افرادی است كه دوران بهبودی پس از سكته قلبی را طی می كنند. محققان دانشگاه در یك مطالعه متوجه شدند كه خنده درمانی در این قبیل افراد سبب كاهش فشارخون می شود. در این مطالعه 30 بیمار به دو گروه تقسیم شدند، بیماران گروه اول به مدت شش هفته تحت درمان موسوم به یوگای خنده قرار گرفتند و بیماران گروه دوم تنها از تمرین های فیزیكی استفاده كردند. بیماران شركت كننده در خنده درمانی هر هفته به مدت سه و نیم ساعت از تركیب تكنیك های خندیدن و تمرینهای تنفسی استفاده كردند. در این مطالعه فشارخون بیمارانی كه در خنده درمانی شركت كرده بودند به میزان محسوسی كاهش پیدا كرد اما فشارخون افرادی كه تنها از تمرینهای بدنی استفاده كرده بودند، تقریباً ثابت باقی ماند.

احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در بلندمدت، هم در اشخاص سالم و هم در بیماران سبب بهبود كیفیت زندگی می شود.

نگاه كردن به چهره های خندان نیز دارای اثر مثبت است و در فعال كردن مغز نقش دارد.
محققان دانشگاه ایالتی نیویورك در استونی بروك و دانشگاه استانفورد در كالیفرنیا دریافته اند كه بخش كوچكی از مغز به نام آمیگدالا كه با واكنشهای عاطفی مرتبط است، وقتی یك فرد اجتماعی و خونگرم تصویر یك چهره خندان را می بیند، فعال می شود.
در این مطالعه، محققان از ام آر آی برای مشاهده واكنشهای آمیگدالا در 15 داوطلب كه به یك دسته عكس از چهره نگاه می كردند، استفاده كردند.
این محققان قصد داشتند واكنشهای متفاوت در برابر چهره های ترسناك را مشاهده كنند.
محققان دریافتند كه همه افراد به چهره ترسناك به یك نحوه واكنش نشان می دهند، یعنی آمیگدالا در همه افراد با الگوهای مشابه فعال شد.
تفاوتهای زمانی وقتی آشكارشد كه داوطلبان به چهره های شاد نگاه می كردند.
به اعتقاد دانشمندان شنیدن لطیفه، و دیدن تصاویر مضحك، بر روی بخش خاصی از مغز تأثیر می گذارد كه باعث احساس سرخوشی انسان می شود.
یك گروه از محققان دانشگاه استنفورد به 16 داوطلب تصاویر مضحكی را ارائه كردند و در همان حال با دستگاه اسكن مغناطیسی (اف.ام.آر.آی) به بررسی تحولاتی پرداختند كه در مغز آنان رخ می دهد. در این بررسی روشن شد كه مشاهده این تصاویر و كاریكاتورهای مضحك همان مدارهایی را در مغز افراد تحریك می كند كه به مدار دریافت پاداش شهرت دارند و در زمانی كه شخص به موفقیتی دست می یابد و یا احساس سرخوشی و دلشادی پیدا می كند، تحریك می شود.
در این میان یكی از بخشهای مغز به نام هسته اكیومبنس سرشار از نوعی پیام برنده عصبی به نام دوپامین می شود كه مختص ایجاد حالت شادمانی است.
به هنگام شنیدن جوك یا شوخی، بخشهایی از مغز كه وظیفه فهم معنی و زبان را برعهده دارند و بخشهایی كه لبخند زدن و خندیدن را كنترل می كنند، تحریك می شوند.

لبخند را فراموش نکنید

چرا وقتی خودتان را قلقلک می دهید، نمی خندید؟!

 

چرا وقتی خودتان را قلقلک می دهید، نمی خندید؟!

 

برای اینکه مغز زمان پاسخگویی اش را سرعت بخشد، آن چیزی را که قرار است برای تان اتفاق بیافتد را پیش بینی می‌کند. به صورت تخصصی تر، مخچه حرکات بدن تان را مانیتور می‌کند و می‌تواند بین حس های مورد انتظار و غیر منتظره فرق قایل شود که عموما به کنار گذاشتن کم یا کامل احساسات مورد انتظار منتج می‌شود آن هم در حالی که مغز دقت خیلی بیشتری به احساسات غیر منتظره دارد.


بنابراین زمانیکه خودتان را قلقلک می‌دهید، مغزتان احساسات مربوط به آن را رد می‌کند، اینطور می‌شود که قلقلک دادن خودتان بی اهمیت شمرده می‌شود، درست مانند زمانیکه تایپ می‌کنید و مغزتان به شکل قابل توجهی حس لامسه در انگشتان تان را ناکنش ور می‌کند به شکلی که شما به این قضیه توجهی ندارید مگر اینکه به عمد به آن فکر کنید. این همان نوع اتفاقی است که هنگام قلقلک دادن خودتان رخ می‌دهد.


محققان در «کالج دانشگاهی لندن» این موضوع را به وسیله اسکن مغز افراد طی زمانی که کف دست شان توسط آزمونگران و خودشان لمس می‌شد، بررسی کردند. اسکن های مغز نشان داد وقتی که لمس توسط عاملی خارجی حادث شد، سیستم حسی مغز (درگیر پردازش لمس) و بخش قدامی‌مغز (درگیر پردازش لذت) بسیار قوی تر از زمانیکه لمس توسط خود افراد حادث می‌شود، واکنش نشان می‌دهند.


در این مورد، مغز از اطلاعات حرکات انگشت و بازوها و اطلاعات دیداری برای پیش بینی کردن لمس استفاده می‌کند.


بنابراین، شما نمی‌توانید خودتان را قلقلک دهید چرا که هیچ عامل غافلگیر کننده ایی وجود ندارد

یک تکنیک ساده ولی مهم برای چک کردن سلامتی

 یک تکنیک ساده ولی مهم

 برای چک کردن سلامتی


 

تکنیک چینی "جین جی دو"
 
 
اگر نتوانید با چشمان بسته بیش از 10 ثانیه روی یک پا بایستید، اندام های داخلی شما باهم هماهنگی ندارند و بدن شما به سمت پیری است.
 
انجام روزانه این تمرین - روزی یک دقیقه – توصیه شده است.
 
گفته شده که ایمنی بدن بالا می رود، فشار و قند خون تنظیم می شود، بیماریهای شانه ها و ستون فقرات کاهش می یابد و از تحلیل قوای فکری جلوگیری می شود
 
لابد تصور می کنید کار ساده ای است! در این صورت بهتر است یک بار امتحان کنید

دوستی یک پسربچه با مار به این بزرگی !

دوستی یک پسربچه با مار به این بزرگی !

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net
 

یك پسربچه 6 ساله كامبوجی بدون مار پیتون 6 متری خود به رختخواب نمی‌رود. این مار پیتون كه "لاكی" نام دارد، بهترین دوست "سامبات یون"، پسر 6 ساله كامبوجی است. "سام بات" درباره‌ دوست عجیبش می‌گوید: من مثل خواهرم "لاكی" را دوست دارم و تمام دوستانم به او حسادت می‌كنند. وقتی "لاكی" برای اولین بار در روستای محل زندگی "سام بات" پیدا شد، فقط 50 سانتی‌متر بود و "سام بات" هم فقط 3 ماه داشت.

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

 

برای مطالعه کامل مطلب فوق ذیلا ادامه مطلب را کلیک کنید

ادامه نوشته

10 خواسته جهاني زنان از همسرانشان

 

اين دستورات مختص به زوج خاصي نيست; اينها ده چيزي است که تعداد بسيار زيادي از همسران از شوهرانشان مي خواهند. توجه کنيد اينها خواسته هاي آنهاست نه نياز زوحي شان. از لحاظ فردي هرکسي مسئول نياز هاي عاطفي خويش است و بايد آنها را پر کند. اما ما معتقديم 4 نياز روحي اساسي وجود دارد: «نياز به دوست داشتن و دوست داشته شدن»، «نياز به تعلق داشتن»، «نياز به داشتن تصور ذهني خوب از خود» و «نياز به آزادي» و اما خواسته هاي همسرتان از شما  :


1) هر روز به او بگوييد که دوستش داريد  : 
هر کسي دوست دارد تاييد شود و بداند که اطرافيان او را دوست دارند. بهترين راه براي تاييد همسرتان (که برايش بسيار مهم است) اينست که خيلي ساده هر روز به او بگوييد دوستش داريد. گاهي دستانش را بفشاريد و اين جمله را زماني که شما را بدرقه ميکند بگوييد.

 



2 )  درک کردن و بخشش داشتن  :  روزهايي هست که همسرتان اشتباهاتي انجام دهد و يا کمتر به شما رسيدگي کند. هميشه به خاطر داشته باشيد که هيچ کس کامل نيست. در اين مواقع خواسته همسرتان اين است که او را درک کنيد و او خود را سزاوار بخشش شما مي داند. بدانيد که هيچ رابطه اي بدون بخشش دوام ندارد. 

 


 


3) گفتگو کنيد  : 
نگذاريد کار به جايي برسد که هيچ حرفي با همسرتان نداشته باشيد درباره بچه ها کارتان و حتي آب و هوا با هم صحبت کنيد.چرا که گفتگو نکردن اولين جرقه هاي يک رابطه سرد است.  

 

 



4) وقتي براي همسر و فرزندانتان اختصاص دهيد 
:  اين زمان به دست شما محقق مي شود و بايد کيفيت با هم بودن را بالا ببريد يعني تمام طرح ها و برنامه هاي آن روز را به ميل آنها هماهنگ کنيد. فقط خالي کردن برنامه روزانه براي با هم بودن کافي نيست بلکه بايد براي اين زمان برنامه ريزي کنيد و به خود ثابت کنيد که براي عزيزترين هاي زندگي تان عشق و احترام قائليد.

 



5) بيشتر بگوييد بله به جاي نه  :   عادت به منفي نگري و مخلفت شما را از عزيزانتان دور ميکند. سعي کنيد در برابر بعضي خواسته ها نه نگوييد. با گفتن همين کلمه ساده «بله» همسرتان را متعجب و خوشحال کنيد. 

 



6 )  خوب گوش دهيد  : 
همسرتان را با اين مهارت مي توانيد عاشق تر کنيد. همسر شما فقط گوش هاي شما را براي شنيدن نمي خواهد بلکه بايد با قلبتان به او گوش دهيد و او را بفهميد.

 

 



7) دلبستگي و مهرباني  : 
چقدر در طول روز به همسرتان مي گوييد لطفا يا متشکرم يا اورا مي بوسيد. متاسفانه بعضي از زوجين فراموش مي کنند با هم مهربان باشند و اين کليد موفقيت را در زندگي از دست مي دهند.

 



8 )  بعضي از وظايف خانه و کودک را با هم تقسيم کنيد  : 
يکي از مهمترين دعواهاي زناشويي بر سر همين مسئله جزئي است. خرده کاري هاي خانه و بچه ها تنها مسائل همسرتان نيستند چه خوب است کمي غرور و سبقه خانودگي خود را کنار بگذاريد و با اين کار زندگي شيرين تري داشته باشيد. شايد اوائل سخت باشد اما خود کم کم معجزه اندک کمک به همسر را خواهيد ديد.

 


 
9 )  اوغات فراغت و برنامه ريزي  : 
اگر همسر شما شاغل است ساعات بيکاري او و اگر همسرتان شاغل نيست خود به او مرخصي دهيد. اين روزها بگذاريد او آزاد باشد و نگران بچه ها، شما، خانه و.. نباشد. بگذاريد در اين اوغات فراغت به خود و خواسته هاي شخصي اش برسد.

 



10 )  به او سفارش کنيد و خود نيز مراقب سلامت روحي و جسمي خودتان باشيد  :
  بساري از مردان مراقب سلامتي خود نيستند و اين براي همسرانشان مشکل بوجود مي آورد و اين افراد به سلامتي طرف مقبل هم اهميت نمي دهند ولي بخاطر داشته باشد همسرتان نمي تواند مدام دنبال شما باشد. چرا که او عشق شما و همسر شماست نه مادرتان و خود نياز به توجه دارد; پس به سلامتي خود و او اهميت دهيد.   

 

راهکارهایی ساده برای فن بیان

 

راهکارهایی ساده برای فن بیان

 

 اگر به نکات زیر دقت کنید هنر فن بیان و محاوره بسیار آسان می شود و در موقعیت های اجتماعی با اعتماد به نفس کامل می توانید ارتباط برقرار کنید.
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و سردی بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!

اولین قانون برای شروع گفتگو :


۱- بخواهید که درباره ی موضوع اصلی صحبت کنید نه حاشیه :


در محیط کاری :

اگر شما با یک بازاریاب حرفه ای طرف هستید ، او هر طور شده رشته کلام را به دست می گیرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به یاد داشته باشید او هیچ وقت شما را در موقعیتی قرار نمی دهد که کلمه بله یا خیر را در مورد تایید یا عدم تایید جنس مورد نظر بگویید .

به طور مثال شما هرگز از دهان آنها این حرف را نمی شنوید که : آیا می خواهید این بیمه را بخرید ؟!حتی اگر با خرید مخالفت کنید باز هم پافشاری او بیش ترشده و با با عباراتی مثل : شما اصلا” در مورد این بیمه چیزی می دانید ؟!! و در این وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش می دهد ” نه هیچی نمی دانید ” و یک سری چیزهایی بیان می کنند که شاید در نهایت هیچ ربطی به موضوع اصلی نداشته باشد ، در این حالت فروشنده راحت می تواند به هدف اصلی خود برسد و بحث را ببندد. این بازاریاب ها سوالاتی می کنند تا شما را به اهداف و پیش بینی های ذهن خود نزدیک کرده و چون شما در موقعیت یک فروشنده نیستید ، بالاخره راضی به خرید می شوید ! بنابراین موضوع اصلی بحث را فراموش نکنید.

این حالت در موقعیت های روزمزه اجتماعی چگونه می شود ؟

فرض کنید سر میز شام هستید با دوستانتان ، شما نباید فقط بگویید ” این مرغ چقدر خوشمزه است !” بلکه با اضافه کردن کلماتی به سوال خود منتظر پاسخی می مانید !

بطور مثال ” این مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در یک شب دیگر بسیار لذید می شود ! بگویید کی و کجا آن را درست کنیم و بخوریم ؟!

خوب ! سکوتی بین شما و آنها ایجاد می شود که در حین اینکه آنها از درون از دست شما عصبی هستند ولی تنها شما آنها را مجبور کردید که با خوشحال نشان دادن خود سعی کنند تنها نظر شما را بپذیرند و موضوع گفتگو شروع می شود!

مثال دیگر :
شما می خواهید در مورد لباس یک خانم نظر دهید و آن را کامل تر کنید :
شما نباید بگویید :” چه لباس قشنگی ” خوب ، مطمئنا” او تنها پاسخ می دهد ” متشکرم! ”

بنابراین این طور می پرسید :” چه لباس قشنگی ! از کجا خریده ای ؟ ” ، در این حالت پاسخ او کامل تر است و حداقل می دانید از کدام فروشگاه خرید کرده است ، پس این طور ادامه می دهید و می پرسید : ” آن فروشگاه کجاست ؟” و در ادامه می گویید” همسر من ( یا کس دیگر را مثال بزنید ) از جای دیگر خرید می کند، من واقعا” لباسهای سبک اصیل و رسمی را دوست دارم تقریبا” شبیه مدلهایی که درتلویزیون است ، شما دیده اید ؟! ” و به این ترتیب گفتگو ادامه می یابد …

 

۲- آرام و خونسرد باشید :


یک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم می شود ، همیشه باادب باشید و با روی خوش ، دیگران همیشه با چنین کسی دوستانه برخورد می کنند.

 

۳- می توانید دقیقا” از جایی که هستید شروع کنید :

به طور مثال اگر مورد اصلی بحث محیطی است که در آن هستید این طور می گویید :
” چه دکور جالبی !” ” نظر شما درباره ی رنگ آمیزی آن چیست ؟!”

نباید دائم به آن چیزی که خودتان علاقه دارید اشاره کنید ، نظر دیگران را بخواهید تا پاسخی هم از آنهاداشته باشید واین چنین است که ناخودآگاه گفتگو شروع می شود.

اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به عنوان نقد کننده خبری هستید بازهم نظر دیگران را بپرسید و آنها را در بحث سهیم کنید.
در باره ی موضوعی که ممکن است کسی ناراحت شود بحث نکنید چرا که خیلی موضوعات عادی و عمومی هستند که افراد می توانند بدون ایجاد دلخوری در مورد آنها گفتگو کنند.

در واقع مهم این است که به طریقی آنها را درگیر بحث کنید و محاوره به خودی خود ادامه می یابد.
به یاد داشته باشید اگر بین افراد ، سکوتی حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خیلی خوشحال می شوند که کسی مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند.

 

 
 

هفده روش شاد زیستن

سایت بزرگ تفریحی آموزشی -  www.pcparsi.com

ما با ارایه این مقاله قصد نداریم شما را مدام شاد نگاه داریم، بلکه بیشتر مایلیم تا به جای احساس ناراحتی، خشم، افسردگی و اضطراب، حداقل یک یا چند بار در روز شادی را حس کنید.
 
به چند نکته زیر توجه کنید. لازم نیست همه نکات را رعایت کنید به آن مواردی بپردازید که بیشتر برایتان کارساز است.
 
در حال زندگی کنید
در لحظه باشید! به طور مثال بهتر است که هنگام صرف شام با خانواده به جای نگرانی برای قرار ملاقات روز آینده با پزشک تان، به غذا، جمع خانواده و صحبت تان فکر نمایید.
 
بلند بخندید
پیش بینی احساس شادی، میزان هورمون "اندروفین" و هورمون های دیگری را که به خوشی و آرامش شما می انجامد افزایش می دهد و در عین حال تولید هورمون اضطراب را کاهش می دهد. دانشمندان دانشگاه کالیفرنیا 16 نفر را که همگی معتقد بودند، تماشای یک فیلم برای آنها خنده دار بود را مورد بررسی قرار دادند. سه روز قبل به نیمی از آنها گفته بودند که این فیلم کمدی است. این دسته از افراد قبل از تماشای این فیلم متوجه تغییرات بیولوژیکی در بدنشان شدند. وقتی به تماشای فیلم پرداختند، میزان هورمون اضطراب در بدنشان به طور چشم گیری کاهش یافت. این در حالی بود که میزان هورمون های شادی بخش افزایش داشت.
 
خوب بخوابید
بهتر است که روزانه برای مدتی کوتاه استراحت کنید و شب ها هم در حالی که کتاب می خوانید و حداکثر تا ساعت 10 شب، به رختخواب بروید و بخوابید. این راهکار برای بهبود خلق و خو و نیز چشم اندازتان نسبت به زندگی مؤثر است.
 
به موزیک گوش دهید
تحقیقات حاکی از آن است که شنیدن موسیقی آرام قسمتی از مغز را فعال می کند که باعث شادی می شود. در ضمن این راهکار به کسب آرامش هم می انجامد.
 
این روش به طور آزمایشی در گروهی از افراد بالغ در حین عمل جراحی چشم انجام شد و نتایج نشان داد که این افراد نسبت به کسانی که در سکوت عمل شده بودند، تعداد ضربان قلب، فشار خون و فعالیت قلبی کمتری داشته اند.
 
منظم باشید
با وجود شلوغی میز کارتان که پر از کاغذ، مجله و صورت حساب است، یا کابینت آشپزخانه تان که بسیار نامنظم است و نیز دفترچه چک تان که در طی 6 ماه اخیر هنوز تسویه نشده، نمی توانید تمرکز کنید و نفس عمیق بکشید.
 
به علاوه با انجام کارهای تکراری روزانه مثل جارو زدن، گردگیری و شستشوی زمین هم می توانید به آرامش و شادی برسید(البته فقط در صورتی که این کارها را با تمرکز کامل انجام دهید).
 
نه بگویید
کارهایی را که در اولویت نیستند و از آنها لذت نمی برید را از برنامه زندگی خود حذف نمایید.
 
برای انجام کارهایتان لیستی تهیه نمایید
هیچ چیز بهتر از این نیست که وظایف تان را بنویسید. این کار باعث می شود تا اهداف تان را شناسایی کرده و تنش و نگرانی را از وجودتان دور کنید. سپس مطمئن شوید که آیا همه وظایفتان را به خوبی انجام داده اید.
 
برای انجام هر کاری، زمان مشخصی را اختصاص دهید.
دکتر "ادوارد سوئارز" یکی از استادان روان پزشکی در دانشگاه دوک معتقد است: "افرادی که در یک زمان به انجام چند کار می پردازند، بیشتر به بیماری فشار خون مبتلا می شوند."
 
زمانی که با تلفن صحبت می کنید، به جای انجام همزمان شستشوی لباس ها یا نظافت آشپزخانه، بهتر است به راحتی بنشینید و به مکالمه خود تمرکز کنید و نیز زمانی که با کامپیوتر کار می کنید به کار یا پروژه دیگری نپردازید.
 
بهتر است که ابتدا کار نخست را به اتمام برسانید سپس به کار دیگری بپردازید.
 
باغبانی کنید
همان طور که تنفس هوای تازه و انجام حرکات ورزشی باعث کاهش اضطراب می شود و فرد را سرحال و سرزنده می کند، انجام امور باغبانی مثل زدودن علف های هرز باغ یا باغچه، تماشای رشد دانه ای که به گیاه تبدیل شده و گل می دهد و نیز هرس شاخ و برگ درختان که ممکن است فقط چند ساعتی وقتتان را بگیرد، نیز حس شادی و آرامش را در وجودتان زنده می کند.
 
برای مدتی به اخبار نشریات و رسانه ها گوش ندهید
برای یک هفته هیچ روزنامه ای را نخوانید، به هیچ اخباری گوش نکنید و به عناوین اخبار هم اهمیت ندهید، با این کار از دنیای پُر تنشی که این خبرها برای ما ساخته اند دور می شوید. در عوض زمانی را به عبادت، پیاده روی، شرکت در کلاس های یوگا یا مدیتیشن اختصاص دهید.
 
ایمان خود را محکم کنید
دکتر "دیوید مایر" استاد روان شناسی دانشکده "هوپ" هلند معتقد است "پس از بررسی های بسیار به این نتیجه رسیدیم که افراد با ایمان شادتر از کسانی هستند که پایه های اعتقادی سست دارند و بهتر می توانند با مشکلات و ناراحتی ها مقابله نمایند. اعتقاد و ایمان به زندگی بسیاری از افراد معنا می بخشد، قدرت پذیرش آنها را زیاد می کند، آنها را به عالم معنویت و دنیایی غیر از دنیای مادی سوق می دهد."
 
شکرگزار نعمت هایی باشید که خداوند به شما عطا کرده است
افرادی که روزانه زمانی را به تفکر در مورد نعمت هایی که خداوند به آنها عطا کرده (مثل سلامتی، دوستان، خانواده، آزادی، تحصیلات و...) اختصاص می دهند، بسیار شاد و سرحال اند.
 
گیاهان دارویی مناسب را بو کنید
بوییدن گیاهان یکی از راهکارهای مؤثر در کاهش اضطراب و ایجاد شادی است.
 
یکی از تحقیقات نشان داد افرادی که در معرض بوی گیاه رزماری قرار گرفتنه بودند، کاهش قابل توجه ای در اضطراب داشته اند، آگاهی شان بیشتر شده و سریع تر هم به حل مسایل ریاضی می پرداختند. از طرفی بوییدن گیاه استوخودوس هم باعث افزایش دسته ای از امواج مغزی می شود که آرامش را در بدن تقویت می کنند.
 
به مکان های آرام پناه ببرید
مساجد، امامزاده ها، مزارهای ائمه و علمای دین، کتابخانه، موزه و باغ ها دنیایی از آرامش هستند و برای مقابله با دنیای پر از تنش امروزی بسیار کار سازند.
 
در ضمن، می توانید مکان های مناسب و آرامی را که به منزلتان نزدیک است انتخاب کنید و در مواقع ناراحتی به آنجا پناه ببرید.
 
برای کمک به دیگران داوطلب شوید
کمک کردن به دیگران باعث می شود تا بسیاری از مشکلات خودتان هم برایتان حل شود و در ضمن باعث ارتباط اجتماعی بیشتر نیز می گردد.
 
از آنجایی که افراد شاد بیشتر از دیگران مایل به کمک دیگران کمک هستند، هم یاری با دیگران، شادی و رضایت فرد را افزایش می دهد.
 
یکی از تحقیقات حاکی از آن است که کمک داوطلبانه باعث افزایش شادی، رضایت از زندگی، عزت نفس، تسلط بیشتر به زندگی، سلامت بدنی و کاهش اضطراب می شود.
 
زمانی را به تنهایی بگذرانید
با وجود این که بهترین پادزهر برای درمان اضطراب ارتباط با دیگران است، اما گاهی اوقات تنهایی برای واکنش بهتر نسبت به مشکلات، لازم و ضروری است. شما می توانید به تنهایی پارک بروید یا به تماشای یک فیلم خوب بپردازید و یا ساده تر اینکه به کتاب داستان هایتان و یا لوازم قدیمی نگاهی بیندازید.
 
به دوستان نزدیکتان اهمیت دهید
یکی از تحقیقات انجام شده در مورد 1300 نفر حاکی از آن است که کسانی که دوستان نزدیک و صمیمی بیشتری دارند، نسبت به آنهایی که فقط یک یا دو دوست صمیمی دارند، فشار خون، چربی و قند خون و هورمون اضطراب شان کم تر است.
 
به طور کلی زنان بیش از مردان از روابط دوستانه خود با خانواده و همسرشان لذت می برند.
 
بسیاری از بررسی ها این نکته را خاطرنشان می کند، افرادی که احساس تنهایی و اضطراب دارند و گوشه گیری می کنند، 3 تا 5 برابر بیشتر از کسانی که به دیگران محبت می کنند، (با دیگران صمیمی هستند و به خوبی ارتباط برقرار می کنند)، بیمار می شوند و زودتر مرگ به سراغ شان می آید.
 
دنیای سلامت
تبیان

با این 7 تیر به استرس امتحان شلیک کنید!

 

با این 7 تیر به استرس امتحان شلیک کنید!

 

 بیشتر نوجوانان در سال‌های درس و مدرسه، اضطراب امتحان را تجربه می‌کنند. در این شرایط، فشار غیرمنطقی والدین هم می‌تواند با تشدید اضطراب نوجوان، او را در ورطه یک سیکل معیوب گرفتار کند.

هر چند اضطراب به میزان جزیی قادر است افراد را به جلو هل بدهد و باعث پیشرفت و ترقی‌شان باشد، اما اضطراب مزمن از مخرب‌ترین احساسات بشری است که تمام توانایی و قدرت آدم را هدف می‌گیرد‌ و حتی روی قدرت سیستم ایمنی بدن هم تاثیر منفی دارد؛ تا حدی که افراد مضطرب، بیشتر از سایرین بیمار می‌شوند. طبق آمارهای علمی، دانش‌آموزان مضطرب بیشتر از سایر دانش‌آموزان سرما می‌خورند یا به بیماری‌های عفونی مبتلا می‌شوند. اما این مشکل هم مثل هر مشکل دیگری، راه حل دارد.

تیر اول: برنامه‌ریزی
بارها کارشناسان مختلف بر تهیه جدول زمان‌بندی برای روز قبل از امتحان تاکید کرده‌اند. اما کمتر دانش‌آموزی پیدا می‌شود که این مساله را جدی بگیرد.

گذشته از مواردی که دانش‌آموز خواندن کل درس را به شب قبل از امتحان موکول می‌‌کند، مواردی هم هستند که مطالب درسی یاد گرفته شده‌. به دلیل زمان‌بندی غلط و دوره ناصحیح در ذهن به هم می‌ریزد و فرد نمی‌تواند در امتحان نمره خوبی بگیرد

در یک جدول زمان‌بندی صحیح باید دقت کافی به استراحت و تفریح هم داده شود. در چنین برنامه‌ای مواردی که باید روز قبل از امتحان دوره شوند، به دقت نوشته می‌شوند و سپس بر اساس شدت سختی مرتب می‌شوند.

تنها در این صورت است که شما مدت زمان لازم را برای دوباره خوانی هر موضوع در نظر می‌گیرید و می‌توانید زمان‌بندی درستی را انجام دهید. حتی اگر مطلبی بسیار دشوار است و مدت بسیار طولانی برای یادگیری آن مورد نیاز است، می‌توانید از خواندن آن صرف‌نظر کنید و به جای آن مطالب دیگری را که آسان‌تر هستند دوباره خوانی کنید.

با این روش احتمال پاسخ دادن به اکثر سوالات بخش‌های ساده بالاتر می‌رود و شما نمره بالاتری کسب خواهید کرد. بدون آنکه لازم باشد با اضطراب یادگیری و یادآوری نکته‌های دشوار دست و پنجه نرم کنید!

تیر دوم: استراحت

در برنامه‌ریزی برای درس خواندن در روز قبل از امتحان باید فاصله‌های زمانی خاصی برای استراحت کردن در نظر گرفته شود. البته بهتر است فاصله این استراحت‌ها بر اساس سختی یا آسانی مطلب مورد مطالعه تنظیم شود.

اما نکته مهم این است که استراحت کردن نباید با فعالیت‌ها پر سر و صدا همراه باشد. در واقع تماشای تلویزیون یا گوش دادن به موسیقی با صدای بلند به‌جای آرامش باعث حواس‌پرتی شما می‌شوند.

استراحت‌هایی که برای روز قبل از امتحان در نظر گرفته می‌شوند باید هم برای ذهن و هم برای جسم ‌موثر باشد. استراحت صحیح باعث می‌شود که تمرکز شما از دست نرود و در ضمن خستگی خود به عاملی برای تشدید اضطراب‌تان تبدیل نشود.

تیر سوم: خواب‌ راحت
7 ساعت خواب کامل برای فعالیت مناسب بدن امری حیاتی است. در واقع مهم نیست چه ساعتی می‌خوابید یا چه ساعتی از خواب بیدار می‌شوید. مهم این است که وقتی می‌خواهید مطالب درسی را دوره کنید کاملا هوشیار باشید و تمرکز کافی داشته باشید.سعی کنید یک ساعت قبل از به بستر رفتن دیگر مطالعه نکنید. در ضمن بهتر است به عضلات خود هم استراحت بدهید و فعالیت بدنی شدید هم نکنید. داشتن خواب کافی یکی از مهم‌ترین فاکتورها در کنترل اضطراب قبل از امتحان است.

تیر چهارم:تغذیه سالم

غذاهای مملو از ویتامین و پروتئین همیشه بهترین انتخاب هستند. مصرف میوه و سبزیجات تازه ذهن را فعال نگه می‌دارد و همین مساله باعث یادگیری بهتر و کاهش اضطراب می‌شود. در ضمن بهتر است دور قهوه، چای و نوشابه‌های گازدار را هم خط بکشید. کافئین موجود در این نوشیدنی‌ها شما را بیدار نگه می‌دارد ولی قدرت به خاطر آوردن مطالب را از شما می‌گیرند.

تیر پنجم: تمرکز فکری

روز قبل از امتحان هر چیز را که باعث حواس‌پرتی می‌شود کاملا کنار بگذارید. توجه به هر اتفاق بزرگی در اطراف باعث از بین رفتن تمرکز شما می‌شود. وقتی تمرکزی روی درس وجود ندارد اضطراب خود به خود به وجود می‌آید.

تیر ششم: مثبت‌اندیشی

وقت خود را با افرادی بگذرانید که به شما روحیه می‌دهند یا به قولی انرژی مثبتی به شما می‌دهند. اصولا هر وقت فکری منفی به سراغ شما آمد فورا همان فکر را به شکل مثبت تغییر دهید و با صدای بلند برای خود تکرار کنید.

مثلا ممکن است فکرکنید: همه بچه‌ها یک دور کامل درس را خوانده‌اند و به آن مسلط هستند اما من هنوز با کتاب سر و کله می‌زنم. اگر چنین فکری به سراغ‌تان آمد بلافاصله با صدایی رسا بگویید:" من قبلا هم چنین امتحان‌هایی داده‌ام و اکثر مواقع هم نمره خوبی گرفته‌ام."

تیر هفتم: آرامش

قبل از دوره کردن هر مطلب جدید نفس عمیق بکشید و سعی کنید ذهن خود را از هر فکر دیگری پاک کنید. در ضمن در پایان جدول زمان‌بندی که برای خود تهیه کرده‌اید زمانی را برای قدم زدن در هوای آزاد در نظر بگیرید. این کار باعث می‌شود قبل از امتحان فردا احساس آرامش عمیقی به شما دست دهد

نیازهای اساسی زنان و مردان

 

نیازهای اساسی زنان و مردان

 

http://www.mardoman.net/files/articles//27854383.jpg 

در این مقاله با نیازهای اساسی زنان و مردان بطور کاملا علمی و روانشناسانه آشنا خواهید شد:

1- مردان خواهان موفقیت بوده، زنان نیاز به تعلق پذیری دارند.



2- زنان روحیه لطیف و حساس تری داشته و نیاز دارند احساسات خود را بزبان بیاورند، در پاسخ مردان میخواهند راه گشا و منجی باشند.

3- مردان به شغلشان به دید جزئی از وجودشان مینگرند، زنان به خانواده خود چنین نگرشی دارند.

4- مردان بیشتر هدف گرا بوده، اما زنان بیشتر گرایش به برآورده شدن نیازهای فعلی زندگی خود دارند.

5- تصمیم گیری مردان بیشتر بر پایه اندیشه بوده، اما زنان بیشتر احساسی و با درک مستقیم تصمیم میگیرند.

6-مردان جسم گرا و زنان رابطه گرا میباشند.





نیازهای مردان:

1- یک شریک جنسی خوب.

2- یک همدم اهل تفریح.

3- یک همسر جذاب.

4- یک منزل دنج و آرام.

5- تحسین، احترام، اعتبار، همکاری، پذیرش.

6- یک همسر حمایت کننده و مشوق.

7-یک همسر وفادار.

* شکست = هراس مردان.

* آینه مرد = شغل +همسر (در واقع میزان عزت نفس و احترامی که مرد برای خود قائل است به میزان احترام و ارزشی است که همسر آن مرد برای وی قائل میباشد)

نیازهای زنان:

1-عطوفت و مهر ورزی.

2- گفتگو و درد دلهای صمیمانه. ارتباط تعاملی و همدلانه.

3-صداقت و صراحت.

4-حمایت مالی.

5-همسری که خانواده اولویت زندگی وی باشد.

6- همسری دلسوز، محافظت کننده، پشتیبان.

7- امنیت، اعتماد بنفس و تائید.

8-یک همسر وفادار و متعهد.

9-جدی گرفتن مشکلات کوچک آنها.

10- توجه و رغبت نشان دادن به احساسات، عقاید، پیشنهادات و کارهای روزمره آنها.

11-احساس اینکه آنها یک شریک عشق ورزی میباشند و نه تنها یک ابزاری جنسی.

12-قدردانی از زحمات آنها.

13-همسری که در حضور دیگران به آنها احترام گذاشته و به وجودشان ببالد.

14- بخشی از زندگی شوهر خود بودن: همسری که اهداف و مسائل شغلی خود را با آنها در میان می گذارد.

15- نزدیکی: در آغوش گرفتن آنها.

16- پذیرش آنها همانگونه که هستند. به آنها اجازه دهیم تا کامل نباشند و زیبایی ظاهری، شخصیت و موفقیتهای آنها را تصدیق کنیم.

17-همسری که پدر خوبی برای فرزندان آنها باشد.

18-یک هدیه کوچک و یا یک یادداشت عاشقانه از سوی همسران خود.

19-یک مرد با اعتماد بنفس.

20- یک مرد قدرتمند (از لحاظ جسمی، مالی و یا شخصیتی) اما در عین حال مهربان.

نکته آخر:

زنان با برقراری رابطه جنسی میخواهند به عشق برسند. اما مردان با عشق ورزی میخواهند به رابطه جنسی برسند.

چگونه زندگی را ساده بگیریم؟

چگونه زندگی را ساده بگیریم؟



به ارزش های خود در زندگی فکر کنید و آن دسته از ارزش هایی را که واقعاً برایتان دارای اهمیت بالایی هستند روی کاغذ بیاورید. چه چیز در زندگی برای شما از بالاترین اهمیت برخوردار است؟ در کنار خانواده بودن؟ برهم زدن...


- به ارزش های خود در زندگی فکر کنید و آن دسته از ارزش هایی را که واقعاً برایتان دارای اهمیت بالایی هستند روی کاغذ بیاورید. چه چیز در زندگی برای شما از بالاترین اهمیت برخوردار است؟ در کنار خانواده بودن؟ برهم زدن ثروتی هنگفت؟ تاثیر گذاشتن بر روی دیگران؟ رسیدن به مقام و منصب بالا؟ خودی نشان دادن؟ خلاقیت و یادگیری ایده های جدید؟ ماجراجویی و سفر کردن به نقاط مختلف دنیا؟ حفظ سلامت جسمانی؟ تخصیص دادن وقت به دوستان؟ اما شما که نمی توانید همه این کارها را با هم انجام دهید. بنابراین بهتر است کارهایی که با ارزش های پایه ای فردیتان متفاوت هستند را حذف کنید.

- لیستی از اهدافی که می خواهید به آنها برسید تهیه کنید. سعی کنید به جای اینکه چند کار را به صورت نصفه نیمه و در آن واحد انجام دهید، یک کار را تمام و کمال انجام دهید. نمی توانید به 24 ساعت موجود در شبانه روز چیزی اضافه کنید، اما می توانید فعالیت های اضافه خود را کم کنید.


- به جای اینکه مرتباً "بله" بگویید، "نه" گفتن را یاد بگیرید. اگر کاری از دستتان بر می آمد انجام دهید، اما گفتن نه را هم تمرین کنید. از قبل برای نه گفتن خود در شرایط مختلف برنامه ریزی کنید. به عنوان مثال می توانید بگویید: "متاسفم ولی نمی توانم این کار را انجام دهم. من قبلاً برای این کار برنامه ریزی کرده ام".


- خود را به دام وسایل ارتباطی گرفتار نکنید. آیا واقعاً لازم است که یک تلفن در دفتر کار، یکی در منزل، موبایل شخصی، موبایل کاری، پیجر، فکس، ایمیل، و تکنولوژی ICQاینترنتی را یکجا داشته باشید؟


- کارهای کوچک و خرده ریز خود را به کسانی محول کنید که هیچ گونه هدف و اولویت بندی معینی در زندگی خود ندارند.


- وقت خود را صرف جمع کردن پول نکنید بلکه پول خرج کنید تا زمان خود را ذخیره نمایید. لازم نیست دور شهر را بزنید تا از ارزانترین خواروبار فروشی مایحتاج روزانه خود را تهیه و 100 تومان کمتر خرج کنید. ارزش وقت شما خیلی بیشتر از این حرف هاست. حتی می توانید کسی را استخدام کنید تا کارهایی را که به انجام آن تمایلی ندارید برایتان انجام دهد.


- اشتراک خود را در روزنامه هایی که حتی سالی یکبار هم به آنها نگاه نمی کنید، قطع نمایید. در طول روز فقط یک روزنامه بخوانید.


- بیش از اندازه پای تلویزیون ننشینید. فقط برنامه هایی را تماشا کنید که از قبل به دیدن آنها فکر کرده اید. زمانیکه برنامه شروع می شود تلویزیون را روشن کنید و وقتی برنامه تمام شد آن را خاموش نمایید. به هیچ وجه رسیوری برای پخش کانالهایی که هیچ وقت آنها را تماشا نمی کنید خریداری نکنید. اصلاً چه خوب بود اگر می توانستید اعتصاب کنید و اصلاً تلویزیون تماشا نکنید.


- دفتر کار، انباری، و زیر زمین خانه خود را همیشه تمیز و مرتب نگه دارید. اگر برای مدتی از وسیله ای که دارید استفاده نکردید بی جهت آنرا نگه ندارید. اگر هم نمی توانید تصمیم بگیرید که آیا به وسیله ای نیاز دارید یا نه برای آن یک تاریخ انقضا در نظر بگیرید و در موعد مورد نظر آنرا دور بیندازید.


- از کار کردن برای سازمانهایی که به پیشرفت فردی شما و اهمیت نمی دهند خودداری نمایید.


- از تکنولوژی روز بهره بگیرید. قبوض و سایر صورت حساب های خود را اینترنتی پرداخت کنید.


- برای آخر هفته های خود حتماً یک برنامه ریزی منحصر بفرد داشته باشید تا بتوانید ذهن و جسم خود را به طور کلی از کار جدا کنید. با خانواده و سایر افرادی که احساس خوبی در شما ایجاد می کنند بیرون بروید. از برقراری ارتباط با افرادی که شما را ناراحت می کنند و انرژیتان را می گیرند خودداری کنید.


- کیف کوچکتری با خود حمل کنید. کارت های اعتباری متفاوت را دور بیندازید و تنها یک کارت به همراه داشته باشید.


- هر روز پرینت بانکی خود را چک نکنید. سرمایه گذاری شما در دراز مدت نتیجه می دهد. چک کردن حساب بانکی به صورت روزانه سبب می شود استرس زیادی در شما ایجاد شود و این امکان وجود دارد که تصمیمات غیر ضروری و نادرستی اتخاذ کنید.


- برای خودتان وقت بگذارید. هر روز لحظاتی را به بررسی کیفیت کار فردی در طول روز اختصاص دهید. قدم بزنید، برای آینده خود برنامه ریزی کنید، و به جای فروشگاه به پارک بروید و چرخی بزنید.

- قرض ها و بدهی های خود را پرداخت کنید. اگر خرده حسابی با کسی دارید آنرا تسویه نمایید. کارت های بانکی خود را در جایی قرار دهید که نتوانید به آسانی از آنها استفاده کنید تا تمام قرض های خود را پرداخت نمایید. برای یک ماه کلیه خرج هایی را که می کنید یادداشت نمایید تا ببینید در چه مواردی ولخرجی کرده اید تا بتوانید از ماه آینده هزینه های غیر ضروری خود را حذف کنید. به عنوان مثال به جای اینکه هر روز غذا از رستوران بگیرید بهتر است از خانه برای خود نهار ببرید.


- خانه کوچکتری را اجاره کنید و از سرمایه خود در کارهای دیگر استفاده کنید.

- هر سال یکبار به سفر بروید. برخی از افراد ادعا می کنند که : "ما سه سال است که به مسافرت نرفته ایم" خوب این که مدال افتخار نیست!


- سعی کنید محل کارتان به محل سکونتتان نزدیک باشد تا مجبور نشوید با ماشین سر کار بروید.


- هر روز اندکی با خود خلوت کرده و به خاطر نعمت هایی که دارید متشکر و قدردان باشید.

راز شادابی و آرامش چیست؟؟

راز شادابی و آرامش چیست؟؟


شادابي ،نشاط ، لذت بردن از زندگي و هدفمندي مستلزم داشتن شخصيت سالم است . ازطريق آشنايي با معيارهاي سلامت رواني و تطابق آن باويژگي هاي شخصي ،تعامل با ديگران و محيط پيراموني اندكي مي توانيم عوامل آسيب زا به شخصيت سالم را شناسايي و با اصلا ح آنها ، در كسب شخصيت سالم تلاش كنيم .

سلامت رواني و جسماني خواست همه انسانهاست و همه در تلاشيم شخصيت هاي سالمي درزندگي براي برقراري مناسبات سالم انساني پيدا كنيم .اما آيا تا كنون انديشيده ايد كه چه فردي ازشخصيت سالم بهره مند است .


گوردن آلپورت يكي از نخستين روان شناسي بود كه توجه خود را به شخصيت سالم معطوف داشت . از نظر وي افراد سالم در سطح معقول و آگاه عمل مي كنند ،از قيد و بندهاي گذشته آزادند و از نيروهايي كه آنها را هدايت مي كنند كاملا آگاهند و مي توانند برآنها چيره شوند . راهنماي اشخاص بالغ ، زمان حال ،‌هدفها و انتظارهايي است كه از آينده دارند .جنبه بنيادي شخصيت آدمي را مقاصد سنجيده و آگاهانه (اميدها و آرزوهاي او ) تشكيل مي دهد . اين هدفها ، انگيزه شخصيت سالم قرار مي گيرد و بهترين راهنما براي فهم رفتار كنوني انسان هستند .وجود آدمي برداشتن هدفهاي دراز مدت استوار است و انسا ن را از حيوان ، كودك را از سالمند ،در اكثر موارد ،‌شخصيت سالم را از بيمار متمايز مي كند .

از نظر آلپورت ،‌انسانهاي سالم نياز مداومي به تنوع ،‌احساس و درگيري تازه دارند .كارهاي روزمره و عادي را كنار مي گذارند و درجست و جوي تجربه هاي تازه هستند . ماجراجو هستند ،‌خطر مي كنند و چيزهاي تازه كشف مي نمايند . همه اين فعاليتها ايجاد تنش مي كند و در هر صورت تنها از راه تجربه ها و خطرهاي تنش زاست كه بشر مي تواند ببالد . نگاه شخص سالم به آينده او را پيش ميراند و اين نگرش با هدفهاي خاص خود شخصيت را يگانه مي سازد و سبب افزايش ميزان تنش او مي شود .


از ديدگاه آلپورت


گسترش مفهوم خود ،ارتباط صميمانه خود با ديگران ، امنيت عاطفي ، ادارك واقع بينانه ، مهارتها و وظايف ، عيينيت بخشيدن به خود و فلسفه يگانه سازندگي هفت معيار شخصيت سالم است.

ازسوي ديگر اريك فروم معتقد است كه به سبب اهميت نيروهاي اجتماعي و فرهنگي براي درك يكايك اعضاي جامعه ،بايد ساختار آن جامعه درگذشته و حال تجزيه و تحليل گردد . بنابراين شناسايي ماهيت جامعه كليد درك شخصيت متغير انسان است . شخصيت ،خواه سالم و ناسالم به فرهنگ بستگي دارد . فرهنگ مانع يا حامي رشد و تكامل مثبت انسان است .

فروم شخصيت انسان را بيشتر محصول فرهنگ ميداند . از نظر وي سلامت روان بستگي به اين دارد كه جامعه تا چه اندازه نيازهاي اساسي افراد جامعه را برآورده مي كند ،نه اينكه فرد تا چه حد خود را با جامعه سازگار مي كند . در نتيجه ، سلامت روان بيش از آنكه امري فردي باشد . مساله اي اجتماعي است . جامعه ناسالم در بين اعضاي خود دشمني بدگماني بي اعتمادي ميآفريند و مانع از رشد كامل آنها مي گردد . درمقابل جامعه سالم به اعضاي خود امكان مي دهد به يكديگر عشق بورزند ،بارور، كارآمد و خلاق باشند و قوه تعقل و عينيت خود را بارورو نيرومند سازند .

از نظر مزلو نيز كه يك روانشناس انسانگر است .شخص سالم در حال خودشكوفايي يا تحقيق ذات است ،شخصي است كه شايستگي بودن و شدن را داراست .

درک درست ازواقعيت ،ذهن بازداشتن به تجربه ها ،‌افكار ، اطلاعات جديد ،وحدت شخصيت هويت راسخ ، خود را مي شناسد و برآن اساس رفتار مي كند ،توانايي گسترش روابط صيميانه ،خلاقيت و برخورداري از رفتار اخلاقي مبتني بر اصول معنوي را ويژگي هاي شخصيت سالم مي داند و معقتد است افرادي كه خواستار خود شكوفايي هستند به نوبه خود نيازهاي سطوح پايين تر شان (يعني نيازهاي جسماني ،‌ايمني ، تعلق ،‌محبت و احترام ) را برآورده سازند آنان دچار بيمارهاي رواني نيستند ،آنان الگوهاي بلوغ ، پختگي و سلامتي هستند و با حداكثر استفاده از همه قابليتها تواناييهايشان خويشتن را فعليت و تحقق مي بخشند . ميدانند چسيتند ،كيسيتند و كجا مي روند . به اعتقاد وي جوانان نمي توانند كاملا خواستار تحقق خود باشند ،آنان احساس هويت نيرومند و استقلال ندارند ، به رابطه عاشقانه پايدار نرسيده اند ، اما مي توانند به سوي تحقق خود پيش بروند و از خود ويژگيهاي نشان دهند كه حاكي از توجه به بلوغ و سلامت روان باشد .

به اعتقاد مزلو ويژگي ديگرافراد خود شكوفا ،‌ادراك صحيح از واقعيت عيني شناخت عيني از موضوعهاو اشخاص پيرامون خود به همانگونه كه وجود دارد و تشخيص رياكاري و نادرستي است .شخصيتهاي نا سالم ،‌جهان را با قالب ذهني خويش ادارك مي كنند و مي خواهند به زور آن را به شكل ترسها ، نيازها ،‌وارزشهاي خود درآورند .

ازسوي ديگر روان شناسان شناخت گرا ، براين باورند كه شخص سالم ،‌رويدادهاي محيط را با استفاده از روشهايي تعبير و تفسير مي كند كه به احساس خوب (يا اميد ) مي انجامند و او را قادر مي سازند به اينكه براي حل مسائل زندگي خود مهارتهاي خاصي را به بكار برد .

وين و داير با پيش كشيدن بحثي تحت عنوان تصوير اشخاصي كه نقاط ضعف شخصيت خويش را از بين برده اند . معتقد است كه اين اشخاص همه چيز زنديگ را دوست دارند ،‌ازانجام هيچ كاري ناراحت نميشوند .اوقات خود را با شكوه و شكايت ، يا اين آرزو كه اوضاع طورديگري باشد ،‌تلف نمي كنند . نسبت به امور زندگي احساس شور و هيجان دارند .خواست و توقعشان از زندگي تاحدي است كه دستيابي به آ‌ن برابيشا ن امكان داشته باشد . وقتي افراد ديگري نزديك چنين افرادي هستند ،‌در وجود آنان هيچگونه ناله و شكايت يا حتي آههاي افسوس بار نمي بينند . در مهماني ها يا درتنهايي ، به سادگي به آنچه كه در اطرافشان قراردارد خود را سرگرم ميكنند . تظاهر به لذت بردن نيم كنند . بلكه هر آنچه را كه هست بطور خردمندانه ميپذيرند و توانايي شگفت انگيز در لذت بردن ازواقعيات دارند . اگر لازم باشد كه اوضاع و شرايطي عوض شود . سعي در تغيير آن مي كنند و از اين تلاش و كوشش لذت مي برند . به راستي دوستدار زندگي هستند و تا حد امكان ازآن بهره ميگيرند .

نگرش كارل راجرز به الگوي شخصيت سالم ،تصوير خوش بينانه اي از طبيعت انسان عرضه مي كند كه مضمون عمده آن اين ست كه شخص بايد فقط بر تجربه اي كه خود از جهان دارد متكي باشد چرا كه اين تجربه تنها واقعيتي است كه هر فرد مي تواند بشناسد .به اعتقاد وي ، ادراك آگاهانه از خويشتن و دنياي پيرامون است كه شخص راهدايت مي كند ، نه نيروي ناآگاهي كه در اختيار و به فرمان او نيست . تجربه هوشيار و آگاهانه زيربناي عاطفي انسان رامي سازند و شخصيت سالم ،اهميت زمان حال و چگونگي ادراك آن ،بيش از گذشته است . البته نبايد منكر تاثير رويدادهاي گذشته برشيوه نگرش كنوني شد زيرا رويدادها در ميزان سلامت رواني انسانها موثر واقع مي شود ، اما تاكيد عمده بر رويدادهاي كنوني است نه آنچه در كذشته پيش آمده است .

راجرز براي شخصيت سالم ازخود پنداري مثبت و سالم سخن به ميان مي آورد و پذيرش احساسات ،عزت نفس ،ارتباط خوب با ديگران ، زندگي كامل در زمان حال ،‌ادامه يادگيري چگونه آموختن ،ذهن بازداشتن به افكار خود ، توانايي تصميم گيري مستقل وخلاقيت را از خصايص شخص سالم برمي شمارد .


معيارهاي سلامت رواني


براساس نظر كارشناسان سازمان جهاني بهداشت ،‌سلامتي نه فقط به فقدان بيماري و نقص عضو بلكه به حالت رفاه كامل جسمي ، رواني و اجتماعي اطلاق مي شود بنابراين تعريف ، سلامت رواني به عنوان يكي از معيارهاي تعيين كننده سلامت عمومي شناخهت مي وشد . فردي كه از سلامت رواني برخوردار است ،ضمن احساس راحتي و آسايش قادر است در اجتماع به راحتي و بدون اشكال به فعاليت بپردازد و ويژگي هاي شخصي وي در آن اجتماع ،‌موجب خشنودي و رضايت است .

سلامت رواني و بدني لازم و ملزومند . متخصصان علوم تغذيه و پژوهشگران تناسب فيزيكي ،بين سلامت روان و بدن با كيفيت تغذيه و ميزان تحريك جسمي ،‌ارتباط معناداري يافته اند . مطالعات زيستي ـ شيميايي مغز انسان نشان مي دهد كه سلامت روان و ذهن ،احتمالا به منظم و متعادل بودن فعاليتهاي الكتروشيميايي سلولهاي مغز ي و دستگاههاي عصبي بستگي دارد .

به سختي مي توان كسي را يافت كه متعادل منطقي و آگاه به اعمال خود باشد هر فرد در دوره هايي از ندگي خود داراي ويژگيهايي از قبيل شيدايي ، افسردگي ،اجتماعي بودن ،بيگانگي ،‌جست و خيز و انفعالي بودن است ،بنابراين به شكلي رفتارهاي غيرم نطقي را تجربه مي كند . تفاوت رفتارهاي عادي و غير عادي يك امر رتبه اي و درجه بندي شده است .برخي از مردم بيش از ديگران غير منطقي هستند . و بعضي ديگر چنان غير منظقي هستند كه در زمينه سازگار شدن با زندگي به كمك نياز دارند .

همچنين فرانكل اراده معطوف به معنا را ملاك سلامت روان مي داند . او نظريه معنا درماني را براي درمان كساني كه زندگيشان بدون معناست معرفي مي نمايد .در اين نظريه ،‌طبيعت انسان بر سه محور استوار است :آزادي اراده ،اراده معطوف به معنا و معناي زندگي .او معتقد است با آنكه در معرض شرايط بيروني معيني هستيم كه برزندگي ماتاثير مي گذارد با اين حال در انتخاب واكنشهاي خود نسبت به اين اوضاع و شرايط آزاد هستيم . اراده معطوف به معنا و معناي زندگي به نياز مداوم انسان به جست و جستجو نه براي خويشتن بلكه براي معنايي كه به هستي ما منظور مي بخشد ارتباط مي يابد . هرچه بتوانيم از خود فراتر رويم و خود را در راه چيزي يا كسي ايثار كنيم انسان تر مي شويم . مجذوب شخص يا چيزي فراسوي خودشدن معيار نهايي رشد و پرورش شخصيت سالم است . به اعتقاد فرانكل جوهر وجود انسان را سه عامل معنويت ،آزادي و مسوليت تشكيل مي دهند .

براي دسترسي به سلامت رواني بايد بپذيريم كه در رفتار خود آزادي انتخاب داريم و اين آزادي را هب كار ببريم و مسووليت انتخاب نيز با خودماست . بنابراين سلامتي و عدم سلامتي رواني به مقدار زيادي ناشي از تجارب موفق و ناموفق در دوران تحصيلي و واكنشهاي معلمان و والدين نسبت به اآنان است .

زماني كه شخصيت كودك شكل نگرفته ،سالهاي نخست زندگي تحصيلي خود را آغاز مي كند ،‌در مسير رشد و بالندگي قرار مي گيرد و درطول بهترين سالهاي عمر خود ،‌با عوامل مختلف موثر بر تحول شناختي ،عاطفي و اجتماعي به كنش متقابل مي پردازد كه نتيجه اش همان چيزي است كه به صورت جوان 19 ـ 18 ساله اي به جامعه تحويل داده مي شود .


حال چنانچه اين فرد به ويژگي ها و خصايص شخصيت سالم آشنا و در جهت كسب آنها تلاش كند . زندگي اي سرشار ازاميد ، شادي ،‌آرامش و همراه با موفقيت خواهد داشت

5 روش برای اینکه وقتهایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید !

 

5 روش برای اینکه وقتهایی که می‌خواهید گریه کنید، بخندید !

 

 

 زندگی فوق العاده ست! زندگی یک شاهکاره! زندگی محشره!


در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.

http://www.streem.us/assets/picture224263.jpg

وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید 5 راه هست جلوی پای شما. 5 راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!

نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …

  • یک / یه نگاه به اطراف بندازین
    حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….

چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.
حکایت یک مرد 46 ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.

تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.

از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود…

دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.

 


 

  • دو / سفر زمان به “یه روزی”
    ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند :)

ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید :) فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.

نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.

تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه استرالیایی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید :)

نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم

است رو بهتان بدهد.

 


 

  • سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!
    این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه از یک فتحی خواندم. چقدر این فتحی بامزه است ماشالله :)) کنتور که ندارد!
     

http://www.streem.us/assets/picture224264.jpg

از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.

نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.

 


 

  • چهار / از گالاگر الگو بگیرید.
    گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.

من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.

یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال  چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.

وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد :)

عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید :)

 


 

  • پنج /  بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر
    عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
    آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.
    وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید  اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.

http://www.streem.us/assets/picture224265.jpg

با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر :) این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.
 

اگر موارد بالا موثر نبود چه؟
در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها :)
ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان 6 ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است :)

توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!

سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای 20 دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.
این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از 45 دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.
خود من خیلی دوست دارم یک سر بروم بانجی‌جامپینگ ولی خوب اعتراف می‌کنم می‌ترسم :)

دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید…
دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی  شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.

http://www.streem.us/assets/picture224261.jpg

در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا :)

خنده بر هر درد بی درمان دوا است

                                 

                        خنده بر هر درد بی درمان دوا است

 

آیا می ‌دانید لبخند زدن، خندیدن، شادی، شكرگزاری و تشكر كردن، نه تنها شما را شخص خوبی جلوه می ‌دهد، بلكه در سلامت شما نیز مؤثر است.

نتایج تحقیقاتی كه در یك مجله بین‌المللی روان‌شناسی منتشر شده، نشان می دهد هنگام بحث و عصبانیت، فشار خون بالا می‌ رود و روح فرد آزرده می ‌شود.

جالب است بدانید این تأثیر به همین جا ختم نمی‌ شود و هر بار كه شخص، آن لحظه عصبانیت را به یاد آورد، همان تأثیرات بروز می‌ كند.

در افراد متأهل، هر یك ساعت مشاجره با یكدیگر، می‌ تواند یك روز مقاومت بدن آنها را كاهش دهد.

خندیدن باعث آرامش عضلات، كاهش ترشح هورمون‌های استرس‌زا، كاهش فشار خون و افزایش اكسیژن‌گیری سلول‌های تنفسی می ‌شود. همچنین حملات قلبی را كاهش می ‌دهد و دیواره ی رگ‌های خونی را محکم می سازد.

همچنین در آزمایشی كه دانشمندان دانشگاه اوهایو انجام داده‌اند، با نصب حس گرهایی روی بازوی زوج‌های جوان، مشخص شده زخم‌های زوج‌هایی كه آنها را مجبور به مشاجره كرده‌اند، حداقل 40 ‌درصد دیرتر بهبود یافته است.

این كشف درباره بیماری‌های دیگر مثل دیابت، ناراحتی‌های قلبی و سرطان نیز به اثبات رسیده است.

علاوه بر این ها، تحقیقی كه در دانشگاه پاویا در ایتالیا انجام شده، نشان می‌ دهد عشق ورزیدن باعث ترشح هورمونی می ‌شود كه رشد سلول‌های عصبی را تسهیل می ‌كند. این هورمون همانند ماده‌ای عمل می ‌كند كه سلول‌های عصبی را در خود ذخیره كرده و یادآوری سریع‌تر خاطرات را میسر می ‌سازد.

در این میان خوب است بدانید تحت فشار بودن نیز تأثیرات مخربی روی سلامت شما دارد.

رابرت ساپولسكی " پروفسور بیولوژی دانشگاه استنفورد" می ‌گوید: " افرادی كه برای مدتی، تحت فشارهای مختلف قرار دارند، قابلیت بازپروری و بهبود بدنشان كاهش می ‌یابد. افزایش فشار خون، میزان گلوكز(قند) خون را افزایش داده، باعث ترشح اسیدهای چرب می ‌شود و این امر خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی و دیابت را افزایش می‌ دهد."

بالاخره اینكه تا می‌ توانید بخندید، دانشمندان دانشگاه كالیفرنیا كشف كرده‌اند كه خندیدن باعث آرامش عضلات، كاهش ترشح هورمون‌های استرس‌زا، كاهش فشار خون و افزایش اكسیژن‌گیری سلول‌های تنفسی می ‌شود. همچنین حملات قلبی را كاهش می ‌دهد و دیواره ی رگ‌های خونی را محکم می سازد.

منبع: روزنامه همشهری  

بسياري از ما، اكثر وقت خود را در محل كار سپري مي‌كنيم؛ جايي كه بيشترين فشار را از لحاظ كاري متحمل مي‌شويم.

 بيماري‌هاي زيادي مانند: فشار‌خون، نارسايي‌هاي قلبي، بي‌خوابي و افسردگي حاصل فشارهاي بيش از اندازه‌اي هستند كه هركدام از ما روزانه با آنها دست و پنجه نرم مي‌كنيم.  اضطراب و استرس محيط كار و فعاليت ممكن است به وضعيت بدتر مانند اعتياد به مواد‌مخدر يا تفريحات غيرسازنده منجر شود،  از اين‌رو تمرين خنده به فواصل زماني در روز باعث مي‌شود اكسيژن بيشتري به مغز برسد و با آزاد شدن هورمون‌هاي انرژي‌زا در بدن، فرد احساس آرامش بيشتري كند و راندمان كاري بالا رود.

خنده از دو قسمت تشكيل شده است كه يكي به حالت صورت و ديگري به صدايي كه توليد مي‌شود اطلاق مي‌شود. وقتي ما مي‌خنديم، مغز دستور اين عمل‌ها را صادر مي‌كند و اگر شديدتر بخنديم، دستوراتي براي تكان خوردن دست‌ها و پاها نيز صادر مي‌شود. هنگام خنده 15 ماهيچه صورت به حركت درمي‌آيند كه مهم‌ترين آنها مكانيزم حركت لب‌هاي بالاست. 

ماهيچه‌هاي حلق شما دچار انقباض مي‌شوند و به همين علت شما دچار بريده نفس كشيدن مي‌شويد. همه خنده‌ها از يكي از صداهاي ها- ها-‌ها يا هو- هو- هو پيروي مي‌كنند و امكان ندارد فردي بتواند با تركيب اين دو صدا بخندد.

زماني كه يك مطلب خنده‌‌‌دار (جوك) مي‌شنويم، قشر خاكستري نيمكره چپ شروع به آناليز كلمات مي‌كند. كمي طول نمي‌كشد كه عمده فعاليت‌هاي مغز به لوب فرونتال معطوف مي‌شود كه مركز احساسات و عواطف مغز است. لحظاتي بعد نيمكره راست هم شروع به بررسي داده‌هايي مي‌كند كه از طريق سيستم ارتباطي بين نيمكره‌اي دريافت كرده است تا معني جوك را بفهمد. چند صدم ثانيه قبل از اينكه شروع به خنديدن كنيد در لوب اكسپيتال مغزتان كه پردازش اطلاعات حواس را به‌عهده دارد امواج مغزي به‌شدت افزايش مي‌يابند.

نوسانات امواج دلتاي مغز در اين زمان به اوج خود مي‌رسند و دقيقاً بعد از اين وضعيت شروع به خنديدن مي‌كنيد. تمام اينها كه چند صدم ثانيه بيشتر زمان نمي‌برد، معادل زمان افتادن يك دو ريالي است.

محققان معتقدند كه در بدن انسان يابنده‌هايي وجود دارد كه خنده را تشخيص مي‌دهد و باعث ادامه يافتن آن مي‌شود. از نظر آنها خنده يك عكس‌العمل كاملاً  ناخودآگاه است.

علل روانشناختي خنده

1-  نشانه اعتماد به ديگران
2-   تقويت روابط اجتماعي
3-  اجتناب از درگيري و برخورد
4-  ايجاد صميميت
5-  خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است
6- خنده بيانگر و اثبات‌كننده عضوي از يك گروه بودن است.

روان‌شناسان معتقدند كه چون مقدار زيادي انرژي ذخيره شده و واپس‌زده رواني به‌علت شرايط مختلفي چون كنترل شديد محيط، حوادث اتفاقي و بازداري‌هاي ذهني راهي به بيرون پيدا نمي‌كنند از طريق خنده از ذهن و بدن تخليه مي‌شوند.

نقش خنده در سلامت جسماني

سيستم ايمني:  تحقيقات علمي نشان مي‌دهد در حالي كه افسردگي به دستگاه ايمني بدن در برابر بيماري آسيب مي‌رساند خنده با كاهش كورتيزول، افزايش فعاليت سلول‌هاي كاهنده در افزايش سيتوكنين، دستگاه ايمني را تقويت مي‌كند. وقتي شخص مي‌خندد وجودش از احساساتي مثل: گرما، رهايي و سرحالي آكنده مي‌شود و اينها همان احساساتي هستند كه دربردارنده مفهوم احساس سلامتي‌اند. پژوهشگران سوئيسي معتقدند كه پس از هر خنده و يا فعاليت شادي ‌بخش تا نيم ساعت قدرت دفاعي بدن بيشتر مي‌شود. در بدن افراد شاد، ايمنوگلوبولين كه از عوامل دفاعي بدن است، بيشتر توليد مي‌شود. اين ماده بدن را در برابر عفونت‌هاي تنفسي محافظت مي‌كند.

ضربان قلب با خنده افزايش يافته و در اين  صورت اكسيژن‌گيري مغز هم بيشتر شده و شخص احساس آرامش روحي و جسمي بيشتري مي‌كند.

ورزش: خنده يكي از مهم‌ترين ورزش‌هاست. هيچ ورزشي نمي‌تواند مثل خنده بيشتر عضلات بدن را به جنبش درآورد. يك دقيقه خنديدن برابر با 40 مرتبه نفس كشيدن است.
همچنين روزانه ۱۵ دقيقه خنديدن بخش زيادي از منافع حاصل از پياده‌روي صبحگاهي را در بردارد.

دانشمندان انگليسي بعد از سال‌ها تحقيقات به اين نتيجه رسيدند كه يك دقيقه از ته دل خنديدن معادل 45 دقيقه ورزش، انسان را سر حال مي‌آورد.وقتي كه از ته دل مي‌خنديد، عضلات اندام‌ها و ديگر عضلاتي كه در خنديدن شركت ندارند، شل مي‌‌شوند و استراحت مي‌كنند.  بعد از پايان خنديدن هم عضلاتي كه در اين پروسه شركت داشتند شروع به استراحت و شل شدن مي‌كنند؛  يعني فرايند ريلكس ‌شدن عضلاني در دو مرحله اتفاق مي‌افتد.

فشار خون: خنده‌ در كنترل فشار خون نيز نقش دارد. اگرچه هنوز مكانيسم دقيق اين قضيه مشخص نشده ولي بررسي‌‌ها نشان داده است خنده باعث جلوگيري از پر فشاري خون مي‌شود. دانشمندان دريافته‌‌اند خانم‌ها بيشتر از آقايان از  فايده خنده سود مي‌برند.

اگر شما  يك دقيقه بخنديد، آن خنده، 45 دقيقه باعث آرامش شما مي‌شود، خطر بيماري قلبي را از شما مي‌گيرد و محركي براي اشتها و هضم مواد غذايي خورده شده است.
سيستم تنفسي: خنديدن از ته دل به‌طور مرتب باعث مي‌شود ريه‌هاي شما بيشتر از هر وقت ديگر از هوا خالي شوند و اين كار باعث تخليه و تميز شدن بهتر ريه‌ها مي‌شود.

انگار كه چندين بار پشت سر هم نفس عميق كشيده باشيد. اين حالت خصوصاً براي بيماراني كه آمفيزم دارند يا ديگر بيماري‌هاي ريوي بسيار مفيد است. جالب است بدانيد كسي كه مي‌خنداند، بيشتر از شنونده،  اثر مفيدي بر بدن خود به جاي مي‌گذارد.

كبد: هرگاه بخنديم، يكي از بزرگ‌ترين و مهم‌ترين اندام بدنمان شروع به فعاليت مي‌كند كه كبد است. كبد مواد زائد را دور مي‌ريزد، مواد غذايي مازاد بر نياز بدن را به شكل قند (گليكوژن) در خود ذخيره مي‌سازد،  تا وقتي كه بدن نياز به انرژي داشت، قند را بسوزاند و تبديل به انرژي كند و به خون تحويل دهد. همچنين كبد محل ذخيره پروتئين‌هاي خون، ويتامين‌ها و عناصر معدني است.

وزن: محققان دانشگاه واندر بيلت معتقدند كه خنديدن موجب سوختن مقداري از كالري‌هاي بدن مي‌شود و هر چه ميزان و تعداد دفعات خنديدن بيشتر باشد، مقدار كالري كه سوزانده مي‌شود نيز بيشتر خواهد بود كه اين موجب كاهش وزن مي‌شود.

خنديدن به‌مدت 15 دقيقه در طول روز موجب كاهش وزن بدن تا 1.8 كيلوگرم در سال مي‌شود.

پوست: خنديدن چين و چروك‌ صورت را از بين مي‌برد و بهترين كرم براي پوست صورت است.

نكـاتي ديگر درباره خنده

1- صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210ميلي‌ثانيه تكرار مي‌شوند.

2- انسان‌ها بسته به اينكه درحضور چه فرد و يا افرادي هستند به‌طور متفاوتي مي‌خندند.

3- مردها هنگامي كه در كنار يكديگرند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت‌جويانه ميان خود را تعديل مي‌بخشند.

4- حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000‌هرتز توليد كنند.

5- خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده‌دار روي مي‌دهد.

6- كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان به‌طور متوسط 17‌بار در روز مي‌خندند.

7- 80 درصد خنده‌ها در پاسخ به جوك و لطيفه نيست. اغلب خنده‌ها هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي مي‌دهند.

8- زنان 126 درصد بيشتر از مردان مي‌خندند و دختران هم بيش از زنان.

9- صداي خنده زنان آهنگين‌تر از صداي خنده مردان است. خنده دختران را مقايسه كنيد.

10 - قدرت يادگيري را افزايش مي‌دهد. در بسياري از كلاس‌هاي درسي و آموزشي، خنديدن و خنداندن يادگيري را بيشتر مي‌كند.

11- گاهي اوقات در حالت‌هاي شديد خنده مجراهاي اشكي شما هم وارد كار مي‌شوند و در حالي كه شما از شدت خنده دهان خود را براي گرفتن اكسيژن بيشتر باز و بسته مي‌كنيد صورت‌تان هم از اشك خيس مي‌شود و حتي رنگ چهره‌تان به قرمز تغيير مي‌كند و صداهاي عجيبي نيز توليد مي‌كنيد.

12 - تحقيقات ديگر نشان مي‌دهد كه خنده در زماني كه در يك گروه هستيد، 30 برابر زماني است كه شما تنها مثلاً جلوي تلويزيون نشسته‌ايد.

13 - در اثر خنديدن، نوعي ماده شيميايي خاص سيستم عصبي به نام «آندروفين» توليد مي‌شود كه در شخص،  اعتماد به نفس و سرخوشي ايجاد مي‌كند.

 پژوهش‌هاي ديگر روي خنديدن نشان مي‌دهد كه انسان‌ها به وسيله خنده، درد را بيشتر تحمل مي‌كنند به اين دليل كه خنده ترشح آندروفين‌ها را زيادتر مي‌كند و آندروفين‌ها كشنده‌هاي طبيعي درد در بدن هستند.

در واقع «آندروفين» ماده‌اي مشابه مرفين است كه در بدن ساخته مي‌شود.  مقدار اين ماده در خون، در اثر ورزش و فعاليت‌هاي نشاط‌آور  بالا مي‌رود.

14- خنده، گنجايش ريه را بالا مي‌برد و باعث مي‌شود اكسيژن بيشتري وارد خون شود بنابراين بيماري‌هاي ريوي مثل برونشيت را از بين مي‌برد و ميزان قند خون را كم مي‌كند.

چاكرا چيست‌؟

  

چاكرا چيست‌؟

 

استاد آرام:   ذهن‌ زبان‌ تنفس‌ حياتي‌ است‌. و اين‌ زبان‌ ذهن‌ است‌ كه‌ در خصوص‌ تأثيراتي‌ كه‌ بر جاي‌ مانده‌ است‌ صحبت‌مي‌كند. علم‌ و آگاهي‌ به‌ اينكه‌ "من‌ هستم‌" صرفاً يك‌ فكر نيست‌، بلكه‌ مشاهده‌گر و بررسي‌ كننده‌ دقيق‌ افكار است. سري‌ نيسارگاداتا ماهاراج‌ واژه سانسكريت "چاكرا" معاني مختلفي دارد. يكي‌ از معروفترين‌ اين‌ معاني كلمه‌ "چرخ‌" مي‌باشد. اين‌ ترجمه‌ غلط‌ نيست‌، لكن‌ بيانگر تمامي مفهوم چاكرا نمي باشد. يك‌ ترجمه‌ بهتركه‌ جنبه‌توصيفي‌ دارد، عبارت است از ‌: "يك‌ توده‌ انرژي‌ كه‌ در حال‌ حركت‌ دوراني‌ است‌." متون‌ مقدس‌ و سنتي‌ يوگائي‌اغلب‌ چاكراها را بنام‌ گلهاي‌ نيلوفر با تعداد گلبرگهاي‌ متفاوت‌ كه‌ هر كدام‌ نشانگر حالت‌ بخصوصي‌ از آگاهي‌ است‌توصيف‌ مي‌كنند. در امرشفا، چاكرا عبارت‌ از مراكز توزيع‌ پرانا مي‌باشد. راههاي‌ فراواني‌ جهت‌ استفاده‌ از چاكراها وجود دارد. هر لايه‌ بدن‌ يا ذهن‌ جنبه‌ بخصوصي‌ از يك‌ چاكرا رامي‌نمايد. به بيان‌ ديگر يك‌ چاكرا را مي‌توان‌ از‌ سطح‌ فيزيكي‌، يا عاطفي‌ و يا هر دو مورد بهره برداري‌ قرار داد. از لحاظ‌سنتي‌ نيزمي توان از سطح‌ معنوي‌، سطح‌ انرژيائي‌ يا‌ سطح‌ ذهني‌ چاكراها را مورد استفاده‌ قرارداد.  

چاكراها نقاطي هستند كه انرژي پرانا وارد آنجا مي‌شود. بنابراين چاكراها نقاط انرژيكي بدن هستند. چاكراها از نظر فيزيولوژي و آناتومي پزشكي قابل رويت هستند. اما

 وسائلي ساخته شده يا با استفاده از تكنيك‌هاي هاله بيني مي‌توان بوجود چاكرا پي برد. چاكراها در سه اندازه مي‌باشند. چاكراهاي بزرگ با ابعاد 8 الي 12 سانتي متر، چاكراهاي كوچك با ابعاد نصف 6 الي 4 سانتي متر و چاكراهاي ريز به ابعاد 1 سانتي متر هستند. انرژي حيات، پرانا از چاكراها وارد بدن مي‌شوند و پس از اينكه انرژي از چاكراها وارد بدن شدن از كانالهاي انرژي به اندامها يا نقاط حساس بدن مي‌رسد. در بدن چاكراهاي متعددي وجود دارد كه بنابر موقعيت و نوع كاري كه انجام مي‌دهند نام‌هاي متفاوتي دارند. در اين مقاله سعي شده است چاكراها را از نظر اثرات فيزيكي مورد برسي قرار دهيم.

چاكراي قاعده‌اي: چاكراي قاعده‌اي در انتهاي استخوان دنبالچه است. اين چاكرا بر روي استخوان بندي و ماهيچه‌ها تاثير دارد. نام ديگر چاكراي قاعده‌اي، چاكراي ريشه است. چاكراي قاعده‌اي از مهمترين چاكرا و ابتداي‌ترين آنها است.

چاكراي جنسي: چاكراي جنسي بر روي اندامهاي جنسي و فعاليت‌هاي جنسي تاثير دارد. چاكراي جنسي بر روي كليه‌ها و غدد فوق كليه تاثير دارد. همچنين چاكراي جنسي بر روي نازايي و ناباروري مثانه مؤثر است.

چاكراي نافي: چاكراي نافي بر روي جذب مواد غذايي و روده تاثير دارد. كسانيكه اختلال جذب دارند چاكراي نافي آسيب ديده است.

چاكراي منگ‌مين: چاكراي منگ‌مين پشت چاكراي نافي قرار دارد و بر روي فشار خون مؤثر است.

چاكراي شبكه خورشيدي: چاكراي شبكه خورشيدي در بسياري از افراد آلوده است زيرا استرس از چاكراي شبكه خورشيدي وارد بدن مي‌گردد.

چاكراي قلب: چاكراي قلب در وسط قفسه سينه قرار دارد و بر روي قلب و ريه‌ها مؤثر است.

چاكراي گلو: چاكراي گلو بر روي تارهاي صوتي، تيروئيد مؤثر است.

چاكراي آجنا: چاكراي آجنا بر روي چشم‌ةا و غده هيپوفيز مؤثر است و تمام چاكراها را كنترل مي‌كند.

چاكراي پيشاني: چاكراي پيشاني بر روي غده صنوبري مؤثر است و بر روي حافظه تاثير مي‌گذارد.

چاكراي تاج: چاكراي تاج در فرق سر قرار دارد و انرژي الهي از اين چاكرا وارد بدن مي‌گردد.

كتاب انرژي درماني مقدماتي، كنداليني و چاكراها، انرژي درماني پيشرفته، كريستال درماني، بدن جادويي و كتاب پرانا از استاد آرام شما را مي‌تواند در معرفي كامل چاكراها كمك كند.

 

 

چاكراها و روابط

 

 

چاكراهاي ما پيوسته انرژي دريافت و ارسال مي‌كنند، لذا ما  گاه به صورت مثبت و گاه به صورت منفي بر ديگران اثر مي‌گذاريم و از آنها اثر مي‌پذيريم. جاي تعجب نيست كه بعضي افراد از ديگران دوري مي كنند.

اگر انرژي‌هاي شما قوي باشند، بر هر كسي كه در حضور شما قرار گيرد، اثر مي‌گذاريد. خصوصيات اين اثر به شرايط سيستم انرژي شخص ديگر بستگي دارد. كسي كه داراي انرژي‌هاي ضعيف است يا احساس خوبي ندارد ممكن است در حضور شما احساس حقارت كند، تحت تأثير قرار گيرد يا از حضور شما احساس خودباختگي كند. آن شخص همچنين ممكن است از شما نيرو و انرژي بگيرد. چنانچه، شخص ديگر هم داراي انرژي‌هاي قوي باشد، احتمالاً تعادل انرژي بهتري برقرار شده و رابطه متعادل‌تر مي‌گردد و هر دو احساس تعادل و برابري مي‌كنيد.

ما انرژي را عمدتاً از بازترين چاكراهاي خود تجربه مي‌كنيم. چنانچه، چاكراي جنسي شما بازترين چاكرا باشد در آن صورت، صرف نظر از هر چيزي كه از ديگران دريافت كنيد، شما آن را در سطح جنسي تجربه خواهيد كرد. نه تنها اين بلكه انرژي شخص ديگر هم عمدتاً از سطح جنسي خارج خواهد شد. اگر چاكراي قلب شما بازترين باشد، شما معمولاً زندگي را به صورت عشق تجربه خواهيد كرد.

انرژي دريافتي توسط چاكراهاي خيلي باز طحال يا ناف سبب واكنش‌هاي عاطفي خواهد شد. بعضي افراد اكثر انرژي را از طريق چشم سوم يا پنجم دريافت مي‌كنند، آنها با جهان عمدتاً در يك سطح ذهني ارتباط دارند. واكنش‌هاي غير منتظرة ديگران ناشي از اين فرآيند ”انسداد ناگهاني“ چاكرا مي‌باشد، در اين مورد بعداً بيشتر بحث خواهيم كرد. عكس اين موضوع هم صادق است، شما انرژي‌هاي نيرومند را از ديگران از طريق قوي‌ترين چاكرا دريافت مي‌كنيد. وقتي كه شما از يك واكنش قوي، نسبت به شخص ديگر آگاه مي‌شويد ولي آن واكنش را نمي‌فهميد، سعي كنيد ناحيه يا چاكراي بدن خود، كه اين انرژي در آن شديدتر احساس مي‌شود را پيدا كنيد. اگر فكر مي‌كنيد واكنش انرژي شما نامناسب است آگاهانه انرژي را به يك ناحية چاكراي متفاوت (مانند قلب يا ابرو) انتقال دهيد.

وقتي كه دريافتيد كه انرژي‌هاي شما خيلي شديد و قوي هستند بدن خود را كشش دهيد و نفس عميق بكشيد. با اين كار الگوي استرس خرد مي‌شود و رواني جريان انرژي افزايش مي‌يابد. راه ديگر براي دست‌يابي به تعادل، بيرون فرستادن انرژي از پاها و بالاي سر مي‌باشد. رقصيدن، انرژي را در سراسر بدن تعادل مي‌بخشد و بنابراين وقتي كه ناحية پاها دچار گرفتگي يا بسته باشد، روش خوبي براي آزادسازي انرژي است، رقصيدن همچنين مي‌تواند به عنوان مقدمه‌اي براي مديتيشن يا كار فشردة ذهني استفاده شود.

چاكراها گرداب‌هايي هستند كه انرژي از طريق آنها به بدن وارد و از آن خارج مي‌شود. وقتي كه رشد يافته باشند، به صورت يك چرخ مي‌گردند. در بيشتر مباحث مربوط به چاكراها از هفت چاكراي اصلي صحبت مي‌شود ولي ما عملاً صدها چاكرا داريم كه در سراسر بدنمان جاي گرفته‌اند. هر نقطة طب سوزني و acupressure يك گرداب انرژي و بنابراين يك چاكرا است. انرژيي كه اين گرداب‌ها را به كار مي‌اندازد از چند منبع مي‌آيد كه يكي از آنها كنداليني يا انرژي تكاملي ما و ديگري نيروي روحاني نهفته در وجود ما مي‌باشد. اين انرژي‌ها از درون بدن مي‌آيند و از چاكراها تراوش مي‌كنند.

چاكراها انرژي هم دريافت مي‌كنند. ما از افراد پيرامونمان ناخودآگاه، يا آگاهانه انرژي دريافت كنيم. وقتي كه انرژي ما به وسيلة‌ ديگران جذب مي‌شود ما در يك چاكراي خاص احساس ربوده شدن مي كنيم. وقتي كه انرژي دريافت مي‌كنيم احساس مي كنيم زير بارش شديدي از انرژي قرار مي‌‌گيريم. انرژي روحاني يا پرانا و ديگر انرژي‌ها همگي پيرامون ما هستند (ما در اقيانوسي از انرژي به سر مي‌بريم). انرژي‌ها مي توانند از مراكز چاكرا در بدنمان جريان يابند.

افرادي كه رشد تكاملي آنها كمتري دارند معمولاً انرژي بيشتري نسبت به آنچه ارسال مي‌كنند دريافت مي‌نمايند. آنها ممكن است به هنگام ضعف يا بيماري از آدمهاي سرزنده‌تر و رشد‌يافته‌تر كسب انرژي كنند. آنهايي كه احساس ضعف مي‌كنند و تصور پاييني نسبت به خود دارند به شدت تحت تأثير انرژي‌هاي ديگران قرار مي گيرند و عملاً جذب ديگران مي شوند در هر دو حال به آنها جذب‌كننده (مكنده) گفته مي‌شود. اين نام از چند نظر صحيح نيست كه عمل جذب انرژي از ديگران ممكن است در شفايابي و كسب قدرت كافي براي ادامة حيات سودمند باشد، اگر انسان بتواند به كساني كه انرژي نياز دارند انرژي دهد، كاري بسيار عالي انجام داده است. بخشيدن، قسمتي از عمل ما هنگام عيادت از بيماران يا دوستان افسرده است. ما انرژي را از چاكراهاي خود به چاكراهاي آنها مي‌بخشيم تا كمكشان كنيم.

 

40 راز دستيابي به آرامش

40 راز دستيابي به آرامش

۱-شكرگذار نعمت الهي باشيد. 2- نيايش كنيد. 3- سكوت كنيد و با صداي ملايم صحبت كنيد. 4- باغباني كنيد. 5- به صداي آواز پرندگان گوش بسپاريد. 6- طلوع و غروب خورشيد را تماشا كنيد. 7- گل ها را ببوييد. 8- به دامان طبيعت برويد. 9- ساعت مچي را رها كنيد. 10- شقيقه هايتان را ماساژ دهيد. 11- موهاي خود را شانه بزنيد. 12- موسيقي مورد علاقه خود را گوش دهيد. 13- لبخند بزنيد. 14- نفس عميق بكشيد. 15- هر روز استحمام كنيد. 16- شير بخوريد. 17- ظرفي پراز ميوه را تماشا كنيد. 18- هرروز 8 ليوان آب بنوشيد. 19- تغذيه مناسب داشته باشيد. 20- به ميزان كافي استراحت كنيد. 21- بازي كنيد. 22- با دوستي رازدار؛درد دل كنيد. 23- اشك بريزيد. 24- پاكيزه باشيد. 25- نظم را رعايت كنيد. 26- صادق و رازنگهدار باشيد. 27- به كساني كه دوستشان داريد ابراز علاقه كنيد. 28- همه كائنات را دوست بداريد. 29- به خود و ديگران احترام بگذاريد. 30- مودب و مهربان باشيد. 31- به قول هايتان عمل كنيد. 32- مشكلات و تشويق هاي خود را بنويسيد. 33- ليستي از موفقيتهايي كه تا كنون كسب كرده ايد فراهم كنيد. 34- مثبت انديش باشيد. 35- خود و ديگران را ببخشيد. 36- گذشته را رها كنيد و در اكنون جاودانه زندگي كنيد. 37- بخشش كنيد. 38- براي رسيدن به اهداف خود برنامه ريزي كنيد. 39- اهداف خود را تعيين كنيد. 40- به خدا ايمان داشته باشيد.

معجزه خنده

معجزه خنده

 

اکثر مطالعات و بررسی ها نشان می دهد که داشتن دیدی مثبت به زندگی و خندیدن و شاد بودن نه تنها در سالم بودن روح و روان انسان موثر است بلکه در سالم بودن قلب و تپش منظم آن نیز بی تاثیر نیست. جالب است بدانید که خندیدن باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود و به انسان کمک می کند که با اغلب عوامل بیماری زا مبارزه کند.

1- خندیدن باعث افزایش ترشح ایمو گلوبین در خون می شود. این هرمون می تواند با عوامل عفونی و حتی گسترش رشد سلولهای سرطانی مبارزه کند.
2- خندیدن باعث کاهش درد می شود. میزان تحمل درد در افراد خندان تا رسیدن به آستانه بیشتر از افراد عبوس است ؛ همچنین مقاومت این افراد در برابر عوامل بیماری های روحی نظیر افسردگی ها بالا می رود.
3-خنده با عوامل حساسیت زا مبارزه می کند.افرادیکه مستعد به آلرژی های فصلی هستند باید تا می توانند خوشرو باشند و بخندند!
4-خندیدن از طریق کاهش ترشح هرمون های مر بوط به اضطراب ,در کاهش استرس و تنش های روحی موثر است.
5-خندیدن به افراد کمک می کند که خود را بهتر تحت رژیم های غذایی شان قرار دهند. مبتلایان به دیابت به جای خوردن قند و نشاسته بخندندو رژیم بگیرند!
6-می توانید تجربه کنید. چند لحظه ای از روز را همراه با همکاران و یا هم کلاسی های خود بنشینید و در مورد مطلبی صحبت کنید و بخندید و یا به قول معروف گپ بزنید. خواهید دید که انرژی شما برای ادامه کار های روزانه مضاعف خواهد شد. تاثیر خنده های گروهی به مراتب بیشتر از خنده های انفرادیست.
7-مطالعات انجام شده در فوریه گذشته در دانشگاه texas  نشان داد که خندیدن امید انسان را به زندگی بالا می برد؛ گنجایش انسان را در تحمل سختی ها و مشکلات افزایش می دهد و توان وی را در رویارویی با آنها بالا می برد. امیدوار بودن به زندگی ،انسان را در تصمیم گیری و انتخاب فرصت های بهتر در دو راهی ها یاری می رساند.
8-مطالعات نشان می دهد که در لحظه اضطراب و نگرانی ،عروق خونی منقبض شده و حرکت خون در رگ ها کند تر می شود. شاید برای همین باشد که در هنگام عصانیت کبود می شویم! نتیجه بر عکس آن را باید در خندیدن جستجو کرد. زمانیکه می خندید رگ های شما در پهنای متعادل خود قرار دارند و خون با فشار طبیعی و جریان نر مالش به چرخش در خواهد آمد.
9-خندیدن باعث کاهش ترشح هر مون کورتیزول خواهد شد. ترشح بیش از حد این هر مون همیشه در افزایش نا متعادل اشتها تاثیر می گذارد و اشتهای افراد را برای صرف غذا به صورت زاید الوصفی بالا می برد. پس با خندیدن می توانید اولین قدم را در کاهش اشتهای کاذب و پس از آن رعایت یک رژیم غذایی مناسب به جهت کاهش وزن مازاد خود بر دارید.
10-خوشرو بودن می تواند شما را در بر قراری روابط اجتماعی با دیگران موفق تر جلوه دهد؛ صحبت کردن را اثر بخش تر و تماس های چشمی با دیگران را نیز عمیق تر خواهد کرد
منبع:laughtest

خنده باعث کاهش فشار خون می شود

خنده باعث کاهش فشار خون می شود

 تحقیقات جدید دانشمندان نشان می دهد خنده بهترین درمان برای افرادی است که دوران بهبودی پس از سکته قلبی را طی می کنند. به گزارش سایت اینترنتی آنانوا محققان دانشگاه گراز در اتریش در یک مطالعه جدید متوجه شدند که خنده درمانی در این قبیل افراد سبب کاهش فشار خون می شود. در این مطالعه 30 بیمار به دو دسته تقسیم شدند، بیماران گروه اول به مدت شش هفته تحت درمان موسوم به یوگای خنده قرار گرفتند و بیماران گروه دوم تنها از تمرینهای فیزیکی استفاده کردند. بیماران شرکت کننده در خنده درمانی هر هفته به مدت 3/5 ساعت از ترکیب تکنیکهای خندیدن و تمرین های تنفسی استفاده کردند. به گفته ایلونا پاپوسک سرپرست مطالعه، این اولین باری است که اثر خنده بر کاهش فشار خون مشاهده شده است در این مطالعه فشار خون بیمارانی که در خنده درمانی شرکت کرده بودند به میزان محسوسی کاهش پیدا کرد اما فشار خون افرادی که تنها از تمرین های بدنی استفاده کرده بودند، تقریباً ثابت باقی ماند پاپوسک افزود: احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در بلند مدت، هم در اشخاص سالم و هم در بیماران سبب بهبود کیفیت زندگی می شود.

فوايد خنده و شوخ طبعي

 

فوايد خنده و شوخ طبعي

 

مقدمه:
خنده از ته دل روحيه انسان را عوض مي كندشوخ طبعي موجب مي‌گردد بر حالات روحي روزانه خويش كنترل بيشتري داشته باشيم و بر فشار ناشي از مبارزه با سرطان غلبه كنيم. اين ويژگي حتي در ايام سخت و ناگوار هم باعث مي‌شود خوشبين و مسرور باشيم. اين حالت عاطفي مثبت‌ به شما كمك مي‌كند انعطاف‌پذيري لازم را براي رويارويي با مشكلات بعدي كه در سر راهتان قرار خواهند گرفت، داشته باشيد. حتي مواقعي كه دلتان نمي‌خواهد از رختخواب بيرون بياييد،يك خنده جانانه از ته دل نيروي زيادي به شما خواهد داد. اين مورد اهميت ويژ‌ه‌اي دارد، زيرا اكثر نفوسي كه تحت درمان (سرطان) هستند احساس ضعف و ناتواني مي‌كنند. شوخ طبعي و خنده ابزارهايي هستند براي از بين بردن خشم و اضطراب بدترين روزهاي زندگيتان به علاوه، خنده موجب كاهش تنش در ماهيچه‌ها مي‌شود. هدف اصلي كليه روش‌هاي كنترل فشار، هم آرامش ماهيچه‌ها است و هم از بين بردن تنش رواني حاصل از قبض و گرفتگي آن. اين تكنيك‌ها به نحوي صريح، قدرت كاهش فشار و تنش را از طريق مزاح تاييد مي‌نمايد.


تاثير شوخ طبعي بر سلامت جسماني
سال‌هاست مي‌دانيم كه «استرس» يا «فشار»، موجب تضعيف سيستم ايمني بدن و «مزاح و خنده»، موجب تقويت آن مي‌گردد و تعداد و ميزان فعاليت سلول‌هاي سرطاني از بين برنده سلول‌هاي سرطاني را افزايش مي‌دهد. اين سلول‌ها به دنبال سلول‌هاي سرطاني مي‌گردند و آن‌ها را نابود مي‌كنند. هيچ شواهدي موجود نيست تا قابليت‌ بروز سلامت توسط مزاح را تاييد نمايد و‌ليكن مداركي در دست است كه مشاركت فعال سيستم‌هاي صحت و عافيت طبيعي بدن را در اين مبارزه تاييد مي‌كند.
«خنده» ميزان هورمون‌هاي استرس (فشار) – اپي نفرين، كورتيزول، دوپاك و هورمون رشد را در خون كاهش مي‌دهد، موقتاً فشار خون را پايين مي‌آورد و از شدت درد مي كاهد. همان طوري كه گروچو ماركس مي‌گويد «دلقك مانند قرص آسپرين عمل مي‌كند ولي تاثيرش دو برابر بيشتر است.» به علاوه، خنده يك ورزش بسيار عالي براي قلب است. اين مورد براي افراد سالخورده يا بازنشسته و بيماراني كه دچار آمبولي نشده‌اند، فوق‌العاده حائز اهميت مي‌باشد و يك طرح يا الگوي تنفسي ويژه با مزاياي قابل توجه ايجاد مي‌كند: از جمله اين‌كه مقدار هواي باقيمانده در شش‌ها را كاهش مي‌دهد و هواي مملو از اكسيژن را جايگزين آن مي‌نمايد، در نتيجه ميزان بخار آب و دي‌اكسيد كربن در شش‌ها كم مي‌شود و خطر عفونت ريوي تقليل مي‌يابد.
بدون شك خنده و مزاح موجب ايجاد يك نوع نگرش مثبت و خوش‌‌بينانه و ايجاد اميد و عزم راسخ مي‌گردد. به نظر دكتر برني. «عوامل عاطفي» نقش مهمي در مبارزه با امراض ايفا مي كنند و شواهد بي‌شماري از تحقيقات انجام شده در رشته جديد پزشكي موسوم به «ايمني شناسي اعصاب و روان» صحت اين نظريه را تاييد مي‌نمايند.
بنابراين به هردليلي كه باشد حق داريد «تومور» موجود را دست بيندازيد و با آن مزاح كنيد. در درواني كه سراسر اضطراب و خشم و افسردگي و درد است، اين شوخ‌طبعي، خوشي و سرور را براي زندگيتان به ارمغان خواهد آورد. در ايامي كه بي‌حال و سست هستيد، شوخ‌طبعي‌ شما كاملاً متوجه نبرد با بيماريتان است.
احساسات، كليد تاثيرات ذهني بر سلامت
كانديس پرت، يكي از محترم‌ترين محققين در حوزه طب ذهن / بدن، از سري برنامه‌هاي تلويزيوني ذهن و درمان بيل موير، متوجه شد كه احساسات به صورت پيام‌هاي شيميايي در بدن ثبت و ذخيره مي‌گردند و مؤثرترين عوامل بر سلامتي ذهن و جسم به شمار مي‌آيند. احساسات و عواطف مستقيماً با افكار، نگرش‌ها و رفتارهاي روزانه ما ارتباط مستقيم دارد و در حقيقت تغييرات شيميايي – عصبي ناشي از اين احساسات و عواطف در ذهن، مي‌تواند بر روي بيماري يا سلامتي ما تاثير مستقيم بگذارد. رمز سلامتي ما بر طبق اظهارات كانديس پرت، در مولكول‌هاي پيچيده‌اي به نام نوروپپتيد است. «پپتيد» نوعي اسيد آمينه است كه پايه و اساس ساختار پروتئين به شمار مي‌رود. روي هم رفته بيست و سه نوع اسيد آمينه متفاوت وجود دارد. «پپتيد»ها اسيد آمينه‌هايي هستند كه مانند رشته مرواريد به يكديگر پيوسته‌اند. پپتيدها در سراسر بدن وجود دارند و مغز و سيستم ايمني را نيز شامل مي‌گردند. در مغز ما حدود شصت نوع پپتيد عصبي، از جمله «آندروفين‌ها» وجود دارد. اين پپتيدها وسيله‌ ارتباطي سلول‌ها در سراسر بدن هستند. اين ارتباط‌ها شامل پيام هاي مغز به خود مغز، پيام‌هاي مغز به بدن، پيام‌هاي بدن به خود بدن و پيام هاي بدن به مغز است.
سلول‌هاي انفرادي، سلول‌هاي مغز، سلول‌هاي ايمني و ساير سلول‌هاي بدن، گيرنده‌هايي دارند كه اين پپتيدهاي عصبي را جذب مي‌نمايد. نوع اين پپتيدهاي عصبي دائماً در حال تغيير است و در طول روز تغييراتي در احساسات و عواطف ما به وجود مي‌آورد. تاكنون تركيبات دقيق اين نوروپپتيدها كه در حالات مختلف ترشح مي‌شوند، تعيين نشده است.
نوع و تعداد نوروپپتيدها كه با احساسات ما ارتباط داشته و در محل گيرنده‌ها وجود دارند، بر روي ميزان احتمال سلامت ماندن يا بيمار شدن ما تاثير مي‌گذارد. ويروس‌ها از همين گيرنده‌ها براي نفوذ به يك سلول استفاده مي‌كنند و بسته به ميزان پپتيدهاي طبيعي موجود، ويروس راحت‌تر يا مشكل‌تر به سلول وارد مي‌شود.
حس شوخ‌طبعي به شما اطمينان مي‌بخشد و پيام‌هاي شيميايي بدن شما به نفع شما فعاليت خواهند كرد. مواد شيميايي موجود در بدن و مغز، در احساسات و عواطف هم نقش دارند. به نظر من بهتر است در خصوص سلامت (جسماني) به مديريت احساسات و عواطف بيشتر توجه كنيم.
بر طبق تحقيقات اوليه، مزاح و خنده، گلبول‌هاي سفيد دفاعي – سلول‌هايي كه ويروس ايدز به آن‌ها حمله مي‌كند – را توليد مي‌نمايد. اگر شوخ‌طبعي به جسم كمك كند تا با بيماري ايدز مبارزه كند (در حال حاضر هيچ شواهدي موجود نيست كه شوخ طبعي راهي براي مقابله با بيماري ايدز هست يا خير)، احتمالاً برطرف شدن بيماري صرفاً به جهت توليد گلبول‌هاي سفيد نيست. زيرا به هر دليلي انتظار مي‌رود كه سلول‌هاي جديد هم مورد هجوم ويروس ايدز قرار بگيرند. اما احتمالاً احساسات مثبت ناشي از مزاح و خنده است كه موجب توليد نوروپپتيدها مي‌شوند.
«پرت»، اظهار داشته كه ويروس ايدز از گيرنده‌هايي استفاده مي‌كند كه معمولاً توسط نوروپپتيدها استفاد‌ه مي‌شود.بنابراين نفوذ ويروس ايدز به يك سلول، بستگي به ميزان اين نوروپپتيدها دار‌د كه خود تابع حالت عاطفي ارگانيسم مي‌باشد. لين يو تانگ مي‌گويد: «معتقدم طرز تفكر ما را عملكرد شميايي شوخ طبعي تغيير مي دهد.» البته در اين‌‌جا به طور كامل به بررسي اين تحقيق نمي‌پردازيم وليكن بعضي از مطالعات اساسي را به جهت برطرف نمودن هر نوع شك و ترديد در مورد نقش مهم طرز تفكر يا خلق و خوي روزانه در سلامتي و تندرستي مطرح مي‌نماييم.
اين مساله به ويژه در خصوص حالات روحي يا احساسي پايدار (روز به روز / سال به سال) اهميت بسزايي دارد. هر اقدامي انجام مي‌دهيد، تا يك طرز تفكر مثبت‌تر و خوش‌بينانه‌تر در برابر مسائل و مشكلات حيات روزانه خويش داشته باشيد، هم براي سلامت جسماني شما مفيد است و هم به شما كمك مي‌كند تا بر فشار روحي‌تان غلبه كنيد و در اين زمينه كارآمدتر و مؤثرتر باشيد.
شوخ طبعي يكي از قدرتمندترين وسايل و ابزار شما محسوب مي‌شود. بدين ترتيب مي‌توانيد مطمئن شويد خلق و خو و احساسات و عواطف روزانه شما صحت و عاطفي‌تان را تضمين مي‌نمايد. به طور كلي، مزاح موجب حفظ يك روش صحيح زندگاني مي‌شود و اين شيوه، هم‌زمان با تاكيد جوامع علمي پزشكي بر روي طب پيش‌گيري، به نحو فزاينده‌اي توسط متخصصين مركز بهداشت، توصيه مي‌گردد.
ارسال : اميرحسين ستوده بيدختي
گردآورنده :ب . عزيزي كارشناس رشته علوم تربيتی

تاریخچه باشگاه خنده در ایران و جهان

تاریخچه باشگاه خنده در ایران و جهان      
  

اصلا" تعجب نکنید، ماجرا مربوطه است به ابتکار و خلاقیت یک پزشک قدرتمند هندی به نام دکتر مادان کاتریا... او برای اولین بار در سال1995میلادی در حوالی شهر بمببئ دست به اين ابتكار بزرگ زد. این پزشک شروع به سخنرانی در مورد فواید خنده کرد و در همان جلسه با استفاده از جک و لطیفه ها باعث خنده حضار شد. اما دیری نگذشت که پی برد لطیفه ها بسیار تکراری و غیر اخلاقی شدند و پیامدی جز رنجاندن مردم به دليل تمسخر لهجه ها و ملیت ها و آئین ها ندارد.


جدایی در میان مردم با لهجه ها، ملیتها و آیین های مختلف هرگز هدف باشگاه خنده نبوده و نیست. دکتر مادان کاتاریا با انطباق و بهره گرفتن از تکنیکهای علم یوگا "یوگای خنده" را ابداع کرد، این تکنیکها بدون هیچ دلیلی فقط با باور واقعی خنده باعث شادي و قهقهه مدعوین می شد، باور کنید این اتفاق به سادگی رخ می دهد. دکتر کاتارها نیزبه این جمله اعتقاد داشت:

که خنده بر هر درد بی درمان دواست. او به مردم آموخت که عنصر خنده هر گز یک عنصر فیزیکی نیست. و فقط باور خنده برای رسیدن به یک خنده وحتی قهقهه اي به وسعت جهان کافیست.پس از این انقلاب عظیم هر روز صدها و شاید هزاران نفربه عضویت این باشگاه در سراسر جهان در می آیند و با پیروی از رهبران کلوپ های خنده به خنده واقعی و دسته جمعی میرسند. امروزه بیش از سه هزار کلوپ خنده در دنیا دایر شده است و مردم هر روز از فواید موثر وجادویی خنده در آن باشگاه ها بهره مند می شوند.

همانطور که مطلع هستید عواملی مثل مشکلات اقتصادی، ترافیک، صنعتی شدن زندگی، دور افتادگی از طعبیعت و.... موجبات دوری از خنده را باعث می شوند.

خنده امروز یکی از مهمترین عوامل بر طرف کننده استرس و حتی بیماریهای جسمی است. محققان معتعقدند بیش از %80 بیماریهای متداول در زندگی بیماریهای سایکوسوماتیک یا به زبان ساده تر روان تنی هستند یعنی بیماریهایی که منشا عصبی و فکری دارند.اما متاسفانه بيشتر مردم اين نوع بيماري ها را با دارو درمان مي كنند. در صورتي كه هرگز سلامت كامل نصيبشا وقتی امروزه در طی تحقیقات وسیعی که در مورد تاریخچه و انواع خنده و...داشتیم به این نتیجه رسیدیم که همه ما در4-5 ماهگی دوران جنینی در رحم مادر اولین خنده را تجربه کردهایم حال چرا به دست فراموشی سپرده شده است جای سئوال دارد؟

کودکان به طور متوسط 300تا 400 بار در طول یک شبانه روز می خندند در صوتیکه امروزه دربزرگسالان این دفعات به 6تا 10 بار در یک شبانه روز رسیده است و این چیزی نیست جز فاجعه قرن حاضر! آری فاجعه... فاجعهای که هر روز شاهد خرابیها و ویرانه های آن در بالاترین جرایم، تصادفات، طلاق،میزان معتادین و پایین ترآمدن سن اعتیاد و ...هستم. شاید جالب باشد اگر بدانید گریه و خنده از یک چیز تشکیل شده اند. هر دو واکنش هیجا نی برای تخلیه احساسات درونی به حساب می آیند و جالبتر اینکه بدانیم کسی که می تواند گریه کند حتما" می تواند بخندد و بالعکس...

در تمام دنیا روز یازدهم ژانویه میلادی که برابراست با بیست و دوم دیماه شمسی را روز جهانی خنده نامگذاری کرده بودند اما دكتر كاتاريا به دليل اين كه در آن زمان در بسياري از كشورهاي جهان، هوا بسيار سرد بود، اين روز بزرگ را به چهارمين روز ماه مي ميلادي برابر پانزده ارديبهشت شمسي تغيير داد.

 اعضای کلوپهای خنده در محیطی پاک دور هم جمع می شوند وهمه باهم می خندند و با این خنده بدون دلیل به جهانیان و همه مردم کره زمین اعلام می کنند که در این دنیا پر از اظطراب و استرس نباید خنده را فراموش کرد و نیاز اصلی مردم که همانا خنده است نباید به دست فراموشی سپرده شود. در این گردهمایی افراد با پیروی از رهبران کلوپ ها و با استفاده از تکنیک های خنده ساعاتی را به شادی و قهقهه می پردازند و دیگران را تشویق به شاد زیستن و خندیدن می کنند. این جلسات هر ساله در کشورهای بزرگ دنیا در روزجهانی خنده برگزار می شود.

چقدر زیبا و هیجان انگیز است وقتی چند میلیون نفر انسان در جهان به صورت همزمان با زبان مشترک خود که همانا خنده می باشد شروع به شادمانی و مهرورزی به یکدیگر می کنند و همه باهم فریاد می زنند من شادترین فرد روی زمین هستم. در سال1999 در هند که بنیانگذار این کلوپ نیز در جهان بوده حدود بیش از پنجاه هزار نفر در روز جهانی خنده باهم قهقهه زدند. پس زنده باد خنده و زنده باد کسانی که برای مقابله با هر مشکلی بعد از توکل به خدا فقط به مشکلات می خندند. اما چند سالی که این تفکر یعنی تفکر  شاد زیستن و شاد بودن در کشور عزیزمان ایران نیزروبه رشد است بطوریکه شما عزیزان می توانید در سلسله همایشهای خنده در ایران شرکت کرده و شادی و قهقهه واقعی که نیاز همه انسانها بوده و هست را تجربه کنید.

آری باشگاه خنده در ایران با رهبري استاد سید حمید رضا محتشمی با نگرش به شادزیستن و اشاعه فرهنگ مثبت نگري و موفقيت با اجرای سمينارهاي بزرگ و خصوصاً سمينارهاي راز شاد زيستن به صورت عملی خنده دسته جمعی را در کشور عزیزمان ایران برگزار می کند و با اين كار نام خود را به عنوان اولین مدرس باشگاه خنده در ایران از 22 آذر ماه سال 81 در ذهن ميليون ها ايراني سبز انديش حک کرده است.

خنده ای که همانطور که گفته شد بدون تمسخر لهجه ها، ملیتها و .... و با شعاربیائید باهم بخندیم نه به هم، در هر جلسه از سلسله جلسات باشگاه خنده تجربه مي شود

یوگای خنده

آیا هرگز به حس شوخ طبعی اندیشیده اید.وقتی شما سعی می کنید در یک گروه بدون دلیل بخندید، قیدوبندهای شما شکسته شده و حس شوخ طبعی ایجاد می شود.این دقیقا همان چیزی است که کلوپ های خنده به آن رسیده اند.حس شوخ طبعی ظرفیتی است که باید آن را با تمرین و ممارست به دست آورد.یک کودک می تواند روزی 300 بار بخندد،کودک به این دلیل که دارای قدرت شوخ طبعی است نمی خندد بلکه کودک طبیعت شادی دارد.وقتی بزرگ می شویم و در معرض اطلاعات گوناگون قرار می گیریم،جدیت،خویشتن داری،مسوولیت،ترس و احساس ناامنی در ما بیشتر شده و در نتیجه یک اتفاق معمولی که در هنگام کودکی برایمان جذاب و جالب بود دیگر حس خوبی برایمان ایجاد نمی کند.باید قید و بندها را رها کرد و سدهای آهنی را که خود یا اطرافیانمان برایمان ساخته اند شکست.وقتی حصارها کنار رفت شادمانی و خنده نمود پیدا می کند.

گاهی اوقات دیگر لطیفه ها ما را نمی خندانند و اینجا بود که یوگای خنده توسط دکتر کاتاریا پایه گذاری شد.در این کلوپ ها اعضا روزی 20 الی 30 دقیقه بدون شنیدن جک،تمسخر لهجه ها و ملیت ها می خندند.هر جلسه با سخنرانی رهبر کلوپ آغاز می شود و با تکنیک نفس عمیق و بعد تمرین ها ها _هو هو ادامه می یابد و با تکنیک های محرک خنده مانند خنده از ته قلب،خنده بی صدا،خنده شیر،خنده نوسانی،خنده روی پاشنه و...ادامه می یابد.شما هم اگر قهقهه های خنده را فراموش کرده اید و باورتان نمی شود که خنده بی دلیل هم امکان پذیر است به کلوپ خنده ایران بپیوندید.

همین الان!فردا شاید دیر باشد.

 

خنده

خنده يك پاسخ فيزيولوژيك به شوخ طبعي ميباشد. خنده از دو مولفه ژست ها و توليد اصوات تشكيل يافته است.
چه اتفاقاتي حين خنده روي ميدهند:

1- 15 عضله صورت منقبض ميشوند.
2- عضله اصلي گونه كه لب بالا را بلند ميكند تحريك ميشود.
3- اپي گلوت (مدخل حنجره) حنجره را بصورت نيمه بسته در مي آورد بنابراين شما به نفس نفس مي افتيد.
4- در خنده هاي شديد غدد اشكي نيز تحريك ميشوند.
5- كنترل عضلات بدن از دست شما خارج شده و بدن شل ميگردد.

علل روانشناختي خنده:
1-نشانه اعتماد به ديگران.
2-تقويت روابط اجتماعي.
3-اجتناب از درگيري و برخورد.
4-ايجاد صميميت.
5-خنده گوياي پذيرش و تعاملات مثبت است.
6-خنده بيانگر و اثبات كننده عضوي از يك گروه بودن است. 


مطالب جالب در مورد خنده:
1-افراد 30 برابر بيشتر در حضور جمع مي خندند تا در تنهايي و بطور انفرادي.
2-خنده قابل سرايت است.
3-صداي خنده متشكل از آواهايي است كه در هر 210 ميلي ثانيه تكرار ميشوند.
4-انسان ها بسته به اينكه در حضور چه فرد و يا افرادي هستند بطور متفاوتي ميخندند.
5-مردها هنگامي كه در كنار يكديگر ميباشند، با خنديدن دوستي و رفاقت خود را ابراز كرده و روحيه رقابت جويانه ميان خود را تعديل ميبخشند.
6-حداكثر فركانس صوتي كه مردها قادرند با خنده توليد كنند 1200 هرتز است، اما زنان قادرند فركانسي تا 2000 هرتز توليد كنند.
7-خنده همواره پس از مكث در پايان جملات و عبارات خنده دار روي ميدهد.
8-كودكان 300 بار در روز و بزرگسالان بطور متوسط 17 بار در روز مي خندند.
9- 80 درصد خنده ها در پاسخ به جوك و لطيفه نميباشد. اغلب خنده ها در هنگام خداحافظي و يا خوشامد گويي و سلام كردن روي ميدهند.
10-زنان 126 درصد بيشتر از مردان ميخندند.
11-صداي خنده زنان آهنگين تر از صداي خنده مردان است.
12-شمپانزه ها و موشهاي صحرايي نيز ميتوانند بخندند (اما نه مثل انسان ها).

فوايد خنده براي سلامتي:
1-خنده يك مكانيسم دفاعي و كنار آمدن با استرس، تحقير، خجالتزدگي و درد است.
2-خنده باعث افزايش سطح انرژي بدن ميگردد.
3-خنده باعث كاهش استرس و تنش رواني ميگردد.
4-خنده باعث كاهش درد ميگردد.
5-خنده باعث افزايش روحيه فرد و احساس خوب نسبت به خود داشتن ميگردد.
6-خنده باعث بهبود كاركرد مغز ميگردد. خنده باعث تحريك هر دو نيمكره مغز گرديده و در عملكرد آنها تعادل ايجاد ميكند.
7- خنده باعث ماساژ دادن ارگان هاي شكمي و بهبود كاركرد آنها، تقويت عضلاتي كه ارگانهاي شكمي را در جاي خود نگه ميدارند، و افزايش و بهبود عمل جذب و هضم ميگردد.
8-خنده باعث تقويت يادگيري و تمركز ميگردد.
9-خنده باعث كاهش تنش عضلاني ميگردد.
10-خنده يك تمدد اعصاب و تكنيك تن آرامي رايگان و آسان است.
11-هنگام خنده فشار خون و سرعت ضربان قلب شما افزايش مي يابد. اما بلافاصله پس از اتمام خنده فشار خون كاهش مي يابد(كمتر از حد طبيعي)
12-خنده باعث تغيير رفتار ما ميشود. پس از خنده ما بيشتر صحبت كرده وتماس چشمي و فيزيكي بيشتر برقرار ميكنيم.
13-خنده باعث كاهش سطح هورمونهاي استرس ميگردد. اين هورمونها كه در هنگام تجربه استرس و خشم ترشح ميگردند باعث سركوب سيستم ايمني بدن، افزايش پلاكت هاي خون و افزايش فشار خون ميگردند.
14-خنده باعث تقويت سيستم ايمني ميگردد. خنده سلولهاي T وB و گاما اينترفرون را افزايش ميدهد.
15-خنده ممكن است به سرفه و سكسكه بيانجامد كه باعث پاك شدن مجاري تنفسي از مخاط اضافي ميگردد.
16-خنده باعث افزايش ايمنوگلوبين A ميگردد كه از مجاري تنفسي در برابر ارگانيزمهاي بيماريزا دفاع ميكند.
17-خنديدن يك نوع فعاليت بدني هوازي ميباشد.100بار خنديدن معادل 15 دقيقه فعاليت با دوچرخه ثابت ميباشد. خنده باعث كاهش فشار خون، افزايش جريان خون در بدن و افزايش اكسيژن رساني در بدن ميگردد.
18-خنده باعث ورزش ديافراگم وعضلات شكم، تنفسي، صورت، پا و كمر ميگردد.
19-خنده باعث تخليه انرژي و احساسات منفي و مخرب ميگردد.
20-خنده با افزايش اكيسژن رساني باعث تسريع بهبود زخم ها ميگردد.
21-خنده كوتاهترين مسير ميان دو فرد است.

چگونه شوخ طبع باشيم:
ناهمخواني (با عقايد، تصورات)، غير منتظره بودن، غافل گير كننده بودن، ممنوع بودن (اعمال، رفتار و شخصيت)، و تاخيردر درك (به اصطلاح گرفتن مطلب) همگي ميتواند فاكتورهاي شوخ طبعي باشند.
چه نكاتي را بايد هنگام شوخ طبعي رعايت كنيم:
1-مطمئن گرديد فردي كه ميخواهيد با وي شوخي كنيد شرايط و يا جنبه شوخي را داراست.
2-با كسي شوخي كنيد كه با وي صميمي و نزديك ميباشيد.
3-موقعيت اجتماعي را مد نظر قرار دهيد (در دانشگاه، ميهماني و يا مراسم ترحيم).
4-شوخي بايد متوجه خودتان باشد و نه فرد ديگري.
5-شرايط و موقعيت ها را دستمايه خنده قرار دهيد و نه فرد و يا گروه را.
6-سعي كنيد با افرادي كه از نظر سني از شما بزرگتر هستند شوخي نكنيد.
7-در شوخ طبعي افراط نكنيد تا از وقار و شان شما كاسته نگردد

9 روش براي شاد زيستن

9 روش براي شاد زيستن

آیـا واقعاً شاد هستید؟ آیا می دانید معنی واقعی شادی چیست وبرای رسیدن به آن چه راه هایی را باید پیمود؟ این پرسش هـا تـوسـط کـسـانــی پرسـيـده مي شونـد کـه بـراستی دنبال شادی و خـوشبـخـتـی بـاشند. مـن خودم همیشه سعی کرده ام طـوری زنــــدگی کنم که با حفظ شادی و خـوشبـخـتـی خـودم، بــاعـث بدبختی و ناراحتی کـسان دیگر نشوم. اگر می خواهید شاد باشید، بـاید باور کنید که می توانید و توانایی رسیدن به
آن را دارید. برخی افراد اشتباه می کنند چون تصور میکنند که شایسته شادی و خوشبختی نیستند و بدبختی و ناراحتی خود را به عنوان سرنوشت خود قلمداد میکنند. حقیقت مطلب این است که خوشبختی نیز مثل سایر چیزها در زندگی باید به دست آورده شود. در اینجا نکاتی آورده ام که به شما برای ایجاد شادی در زندگیتان کمک خواهد کرد.


1- ببینید چه چیز باعث شادی و خوشحالی شما می شود. هرکس برای شاد بودن و شاد زیستن به چیزهایی خاص نیازمند است و آنچه باعث شادی یک نفر می شود ممکن است برای دیگری متفاوت باشد. شخصیت خودتان را کشف کنید. و نگران نباشید که مبادا نیازهای شما برای رسیدن به شادی با اطرافیانتان متفاوت باشد.
 

2- برای رسیدن به اهدافی که تصور میکنید باعث شادی شما می شود، نقشه بکشید. وقتی به دنبال دستیابی به اهدافتان باشید، وضعیت روحیتان نیز بهبود می بخشد، چون آنوقت در مورد خودتان احساس بهتری پیدا میکنید.
 

3- اطراف خود را با آدم های شاد و سر زنده پر کنید. وقتی اطرافیانتان افرادی بدبین و ناراحت باشند، شما نیز خواه ناخواه به این وضعیت مبتلا خواهید شد. برعکس اگر اطرافتان پر از آدم های سر زنده و خوشحال باشد، روحیه ی شاد آنها در شما نیز تاثیر خواهد کرد.
 

4- وقتی اتفاق بدی برایتان می افتد، به جای متاسف شدن، به دنبال راه چاره ای برای آن باشید. افرادی که واقعاً شاد هستند، اجازه نمی دهند تا اتفاقات بد در روحیه ی آنها تاثیر کند، چون می دانند که با کمی فکر و تلاش خواهند توانست موقعیت را دوباره موافق حالشان شود.
 

5- چند دقیقه در روز درمورد چیزهایی که باعث خوشحالیتان می شود فکر کنید. این چند دقیقه به شما فرصت می دهد تا به چیزهای مثبت در زندگیتان متمرکز شوید و باعث شادیتان خواهد شد.
 

6- هر روز سعی کنید کار خوبی برای خود انجام دهید. چه خودتان را به ناهار دعوت کنید، حمامی طولانی و آرامش دهنده بکنید و یا چند دقیقه بیشتر روی آرایش ظاهرتان کار کنید، همه مفید و موثر خواهند بود.
 

7- در همه ی موقعیت ها در پی شوخی و خنده باشید. درست است که در مواقعی خاص باید جدیت خود را حفظ کنید، اما در موقعیت هایی که فکر میکنید ممکن است باعث ناراحتیتان شود، شوخ طبعی چاره ی کار است.
 

8- حفظ سلامتیتان یکی دیگر از راه های رسیدن به شادی است. داشتن اضافه وزن یا نخوردن غذاهای مغذی تاثیری منفی بر روحیه ی شما خواهد داشت. همچنین ورزش باعث آزاد شدن اندورفین می شود که میگویند باعث شادی می شود.
 

9- در آخر، باید بفمید که شما شایسته ی شادی هستید. آندسته از افرادی که تصور می کنند لیاقت رسیدن به خوشبختی و خوشحالی را ندارند، ناخودآگاه تلاش برای رسیدن به شادی و خوشبختی خود را خراب می کنند. هر روز به خودتان بگویید که شما شایسته ی خوشبختی هستید و با خود قدم هایی را که باید برای رسیدن به خوشبختی بردارید را یادآور شوید.


تعریف خوشبختی دشوار است، اما افراد معمولاً می توانند بفهمند که شاد و خوشبخت هستند یا خیر. افراد زیادی تصور می کنند که خوشبختی نوعی شانس است و سرنوشت این بوده که بعضی مردم خوشبخت شوند و بعضی دیگر بدبخت. من خودم سعی میکنم نکاتی که در این مقاله برای شما عنوان کردم را در زندگی خود به کار ببندم، و موفق شده ام تا حد زیادی به خوشبختی دست یابم. این نکات ممکن است که کوچک به نظر برسند، اما برای رسیدن به موفقیت، قدم هایی اساسی هستند.

نسخه خنده درمانی! پس بخند تا بخندیم

خندیدن یکی از بهترین رموز اثبات شده برای شادابی، نشاط و سلامتی است. ولی آیا شما در این شرایط خنده که نه، لبخند کوچکی به لبهایتان میآید؟! زندگی تکراری و مایوس کننده ای پیدا کرده اید؟ روزها و شبها در پی هم سپری میشوند ولی شما روز به روز غمگین تر افسرده تر؟ مشکلات مالی زیادی دارید؟ دعوا و مرافه های خانوادگی چطور؟ سه ترم مشروط شده‌اید، بیمارید، اجاره‌ خانه‌تان عقب افتاده و یا همه اینها با هم و یا گرفتار هیچ‌کدام از اینها نیستید، اما خنده به لبتان نمی‌آید و نمی‌توانید بخندید و شاد باشید. چرا؟ شاید فکر می‌کنید چون ذاتاً آدم شادی نیستید و از اول با ابروهای گره خورده به دنیا آمدید و یا اینکه شرایط روزگار اینطور ایجاب کرده است؟! اما نه کاملا در اشتباه هستید شما می‌توانید از اعضای ثابت یک باشگاه خنده باشید! باشگاه خنده‌ای که خودتان اختراع کرده‌اید و یا باشگاه‌های خنده‌ای که واقعاً وجود دارد.

شوخ‌طبع هستید یا نه؟ وقتی کسی جوک تعریف می‌کند از خنده ریسه می‌روید و یا دیدن یک فیلم کمدی شما را سر شوق می‌آورد. راستش را بخواهید هر کسی قلق خاص خودش را برای خندیدن دارد. اول باید این قلق را در خودتان پیدا کنید. شرکت در سمینارهای خنده، مطالعه کتاب‌های خودآموز و شوخ‌طبعی، گوش دادن به CDها و نوارهای شادی‌بخش و تمرین خندیدن، همه و همه راه‌های شادتر زیستن هستند. خندیدن خیلی آسان است، دشواری کار دل کندن از غم و غصه و عادت به ناراحتی است.

دو نوع خنده وجود دارد؛ یکی خنده‌هایی است که از روی شوخ‌طبعی است که لازم است برای این نوع خنده‌ها، مهارت‌های ویژه ذهنی و ارتباطی را بیاموزید و بتوانید از آنها استفاده کنید و دیگری خنده درونی است که ماهیت‌های عاطفی و بی‌آلایش دارد. این خنده است که شما باید احساس آن را در هر جا هستید در دلتان تقویت کنید. خوب اگر می‌خواهید استادان این نوع خنده را بشناسید، کافی است در اتاق کودکتان را بگشایید، کودکان اصولا شوخ‌طبعی را نمی‌شناسد ولی از ته‌دل‌شان قهقهه می‌زنند و رها می‌خندند. در مهمانی‌ها، کم نیستند افرادی که نقل مجلس می‌شوند و آن‌قدر می‌گویند و می‌خندند که ناخودآگاه دیگران را به خنده و شادی وا می‌دارند. این افراد مهارت‌های شوخ‌طبعی را به صورت ذاتی می‌دانند و یا آنها را در خود تقویت کرده و با این روش خنده را در صبح مسری می‌کنند. این دقیقا همان کاری است که در کلاس‌ها و سمینارهای خنده رخ می‌دهد.

بگذارید فکر کنند دیوانه‌اید!

این‌بار امتحانش کنید. وقتی حسابی از دست یک ترافیک که میلی‌متر میلی‌متر در آن پیش می‌روید و اعصابتان به هم ریخته است، به جای کشیدن سگرمه‌هایتان درهم، آیینه وسط اتومبیل را به سمت خودتان بچرخانید و در آن به خودتان لبخند بزنید و قیافه بشاش خودتان را تماشا کنید، احساس بهتری خواهید داشت؛ این‌طور نیست؟ حتی ادای خندیدن را درآوردن، بالا و پایین پریدن می‌تواند دل شما را شاد کند. جلوی آیینه بروید. برای خودتان شکلک دربیاورید و زبان درازی کنید خیالتان راحت آسمان به زمین نمی‌آید فقط ناگهان استرس شغلی‌تان را برای لحظاتی از یاد می‌برید. کافی است برای یک لحظه هم که شده تصور اینکه دیگران درباره شما چه فکر می‌کنند را کنار بگذارید و به خودتان، فقط به خود خودتان فکر کنید. برای شاد بودن نیاز به بهانه‌های آن‌چنانی است. شما برای خندیدن می‌توانید با کاغذهای خیالتان، بهانه بسازید و بخندید. شاد بودن یک هنر آموختنی است و برای شاد زندگی کردن باید شادی را تمرین کنید. محققان می‌گویند مغز انسان فرق میان خنده‌های واقعی و تصنعی را درک نمی‌کند بنابراین خنده‌های مصنوعی و ادای شادی را درآوردن می‌توانند اثراتی‌ مانند خنده‌های واقعی داشته باشند.

نسخه خنده درمانی

نسخه ما، بازی کردن با کودکان اطراف‌تان است. کودکان برای خندیدن بهانه نمی‌خواهند و تمام رفتارها‌یشان شادی‌برانگیز است. با کودک خردسال‌تان «قایم‌موشک» بازی کنید. «گرگم به هوا» و «تاب‌بازی» هم را امتحان کنید. با صدای بلند بخندید. خسیس بازی هم در نیاورید. این انرژی مثبت است که شما به رایگان در فضای اطراف پراکنده می‌کنید پس آن را از دیگران دریغ نکنید اراده کنید. ۵ دقیقه نرمش شاد و ریتمیک هم پیشنهادهای دیگر ما برای انسان شاد بودن است. وقتی به یکی از اهداف کوچک‌تان در زندگی در زمینه شاد بودن رسیدید به خودتان جایزه بدهید. مثلا به یک مغازه عروسک‌فروشی بروید و مضحک‌ترین و مسخره‌ترین عروسک را از میان عروسک‌ها جدا کنید. آن را بالای تختخوابتان آویزان کنید که هر صبح که چشم باز می‌کنید و قیافه خنده‌دار او را می‌بینید با لبخند روزتان را آغاز کنید.

رازهایی که آدم‌های شاد می‌دانند

می‌گویند افراد شاد، شاد زاده نمی‌شوند بلکه از خود انسان‌های شادی می‌سازند. بیکر نویسنده کتاب «آنچه که آدم‌های شاد می‌دانند» در بخشی از کتاب خود می‌نویسد:‌ «افراد شاد در مجموع و روی هم رفته، بسیار انعطاف‌پذیر هستند.» یکی از رازهایی که آدم‌های شاد می‌دانند این است که شادی‌شان همیشگی نخواهد بود و به همین دلیل قدر لحظات شاد، موفقیت‌های کوچک و معجزات ارتباطی با دیگران را می‌دانند. اگر شما بتوانید خصوصیاتی مانند استقلال، شایستگی و لیاقت، ارتباط نزدیک با دیگران و عزت نفس بالا را در خودتان تقویت کنید می‌توانید در قلب‌تان احساس شادی کنید. بعضی‌ها فکر می‌کنند شادی خریدنی است و با خریدن دکوراسیون منزل جدید، اتومبیل جدید، لباس‌های متفاوت و حتی مسافرت‌های آنچنانی به دنبال شادی می‌گردند ولی اینها همه گذرا است. همه اینها فقط اندک زمانی برایتان تازگی دارند و به شما احساس دیگری می‌بخشند و ولی پس از مدتی جزئی از موقعیت موجود در زندگی شما می‌شوند و دیگر تاثیر چندانی برای شاد کردن قلب شما ندارند. راه حفظ شادی در زندگی، تغییر دادن شرایط ثابت زندگی نیست، بلکه تغییر دادن فعالیت‌هایی است که به آن مشغولید. یک دفترچه یادداشت بردارید و نعمت‌هایی را که خداوند در اختیارتان قرار داده در آن بشمارید. هدف‌های نو در زمینه مالی، شغلی، سلامتی، علمی و…. برای خودتان در نظر بگیرید و دلایل شاد بودن را در زندگی‌تان پیدا کنید.

به فرض شما همه این کارها را کردید و خنده‌تان نگرفت کار به آخر نرسیده شما می‌توانید واقعا عضو باشگاه‌های خنده شوید. باشگاه خنده تقریبا این روزها در خارج از کشورمان قدیمی شده است. از عمر این باشگاه‌ها در آن سوی آب‌ها، حدود ۲۰ سال می‌گذرد ولی ما ایرانی‌ها تازگی‌ها است که رسمیت این باشگاه‌ها را باور کرده‌ایم و این باشگاه‌ها ۳ تا ۴ سال است که در گوشه و کنار شهرهای بزرگ پا گرفته‌اند و این روزها بیشتر این کلاس‌ها در موسسات فرهنگی- تفریحی برگزار می‌شوند. جالب است بدانید برای اولین‌بار ایده تاسیس چنین باشگاهی به ذهن یک پزشک اهل هندوستان رسید. مادان کاتاریا همان پزشکی بود که تصمیم گرفت اولین کلاس‌‌ها را برای آموزش «تکنیک‌های شاد زیستن» به مردم برگزار کند. شادی و خنده هم آموختنی است فقط کافی است راهش را یاد بگیرید و تصمیم بگیرید از لاک تدافعی غم و غصه رها شوید.


اولین باشگاه خنده (laughing club) در یک پارک بمبئی، در سال ۱۹۹۵ برگزار شد. شاید باور نکنید ولی برای روز اول فقط ۴ نفر حاضر شدند در این کلاس بنشینند و به دنیا بخندند ولی کمی نگذشت که یخ مردم باز شد و بدون خجالت و رودربایستی از یکدیگر، تصمیم گرفتند روی یکی از صندلی‌های کلاس خنده بنشینند و از همان پارک کوچک در بمبئی هند، باشگاه خنده رفت و رفت تا به تمام دنیا رسید. البته بعضی‌ها می‌گویند «پچ‌آدامز» از دانشگاه ویرجینیای آمریکا اولین موسس باشگاه خنده بوده است. این پزشک (دانشجوی پزشکی) با وجود مخالفت‌های استاتید، با استفاده از خنده بیماران خود را درمان می‌کرد.

روش دکتر کاتاریا برای خندیدن در تمام کلاس‌های دنیا اجرا می‌شود. این روش با به کارگیری تکنیک‌های یوگای خنده (یوگا حسیا) مردم را برای خندیدن تحریک می‌کند.

بر اساس این روش شرکت‌کنندگان بدون اینکه به مورد خنده‌داری بر بخورند یا حتی لطیفه‌ای بشنوند، می‌توانند روزانه ۲۰ دقیقه بخندند. هر جلسه با تمرین نفس عمیق و «هوهو» «هاها» کردن آغاز می‌شود و بعد نوبت اجرای تکنیک‌های دیگر خنده مثل خنده از ته دل، خنده بی‌صدا، خنده متوسط، خنده شب، خنده نشاط، خنده یک‌متری می‌رسد. باشگاه‌های خنده زیادی تاسیس شده و یا در آینده نیز تاسیس خواهند شد، متاسفانه بعضی از این موسسات با گرفتن هزینه‌های سنگین، می‌خواهند مردم را بخندانند. قبل از اینکه یک باشگاه خنده را انتخاب کنید از سابقه آن مطمئن شوید و ببینید آیا «اصول خندیدن با روش علمی و صحیح» در آن آموزش داده می‌شود و یا فقط هدف خرج کردن پول شما است. اما راه ساده‌تر و کم‌هزینه و رایگان تصمیم گرفتن خودتان برای خنده و شاد بودن است.

هیچ وقت برای خندیدن منتظر یک اتفاق یا حرف خنده دار نباشید! حتی ادای خندیدن (زورکی!) و لبخند زدن بسیار تاثیر گزار است. برای شروع هرچه زودتر اقدام کنید. شاید جالب باشد که به دوستانتان پیشنهاد دهید هر از چند گاهی دور هم جمع شده و بدون هیچ علت خاصی بخندید. آنگاه خنده هر یک از شما موجب خنده خود و دیگران خواهد شد. خلاصه اینکه هر زمان فرصت خندیدن زورکی را داشتید آن را از دست ندهید! مطمئنا روزانه ۲۰ دقیقه برای این کار نشاط آور خواهید داشت. شروع میکنیم… سعی کنید چند لحظه (شاید هم زورکی) به عکس های زیر بخندید!